رفتن به بالا

پایگاه خبری و تحلیلی حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 8 خبر


  • پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹
  • الخميس ۱۳ رجب ۱۴۴۲
  • 2021 Thursday 25 February

بایگانی‌های سیدکاظم دلخوش - حرف تازه

تبلیغات










آخرین اخبار

یادداشت ویژه

سالروز امضای معاهده ترکمانچای/ فتحعلی شاه تنها از پرداخت غرامت ناراحت بود!

حرف تازه - بار دیگر سالروز امضای معاهده ترکمانچای گذشت. هنوز هم بعد از گذشت حدود 2 قرن، هر وقت کسی قرارداد بد و ضعیفی را امضا می‌کند او را با امضاکنندگان معاهده ترکمانچای مقایسه می‌کنیم. آن را عباس میرزا ولیعهد به نیابت از پدرش فتحعلی‌شاه امضا کرد و به جز تقدیم برخی امتیازات تجاری به امپراتوری روسیه، همه نواحی شمال رود ارس موسوم به «هفده شهر قفقاز» را هم به همسایه شمالی داد. البته ولیعهد در آن زمان انتخاب دیگری نداشت و تنها تدبیر ممکن برای پایان دادن به جنگ پرهزینه و نجات گیلان و آذربایجان را پذیرش شرایط روس‌ها می‌دید. بسیاری با او هم‌عقیده بودند. به‌ظاهر فرمانده سپاه ایران در جنگ با روسیه بود، اما نه برادرانش نقشه‌های او را درست و بی‌چون ‌و چرا اجرا می‌کردند نه مردان دولت قاجار مطیع دستوراتش بودند. چند بار در مقاطع حساس جنگ پشت او را خالی کردند و چند بار هم به جای اجرای دستور صریح پیشروی، به همراه نیروهای زیر فرمان‌شان عقب نشستند. فتحعلی‌شاه هم که از تهران تکان نمی‌خورد و در جنگی که خودِ بی‌تدبیرش در شروع آن نقش داشت چندان مشارکت نمی‌کرد. گویا فقط یک بار، آن‌هم فقط تا سلطانیه رفت و دوباره به پایتخت برگشت. البته حتی بعد از شکست قطعی سپاه ایران و سرازیر شدن سربازان روسیه به آذربایجان، باز به قول سعید نفیسی «دست از اشتلم برنمی‌داشت» و می‌گفت اگر همین حالا هم اراده کنم سن‌پترزبورگ را به آتش می‌کشم. این شعر مشهور را همان روزی که قرارداد را در تهران امضا می‌کرد در جمع درباریانش سرود: «کشم شمشیر مینایی/که شیر از بیشه بگریزد/زنم بر فرق پسکیویچ/ که دود از پطر برخیزد» پسکیویچ نام فرمانده روس‌ها و منظورش از پطر هم شهر سن‌پترزبورگ بود. می‌گویند فتحعلی‌شاه نه از جدا شدن شهرهای قفقاز و تجزیه قلمرو پادشاهی چندان ناراحت بود نه سرشکستگی پسر و ولیعهدش عباس میرزا را خیلی مهم می‌دید. فقط پول هنگفتی که مجبور بود به عنوان غرامت به دربار روسیه بپردازد آزارش می‌داد (چون ایران شروع‌کننده جنگ و متجاوز شناخته شده بود، در ماده ششم معاهده مقرر شد 10 کرور تومان به روس‌ها پرداخته شود. گویا این مبلغ آن زمان به پول روسیه 20 میلیون روبل نقره می‌شد). ناگفته نماند که معاهده ترکمانچای، به سال 1206 خورشیدی در چنین روزی در روستایی به همین نام امضا شد. [caption id="attachment_93696" align="alignnone" width="300"] سالروز امضای معاهده ترکمانچای[/caption] اعتماد - مرتضی ميرحسينی

گزارش ویژه

کودتای سوم اسفند رضاخان در ایران/ سلسله قاجاریه چگونه منقرض شد؟

حرف تازه - علیرضا نجفی در رویداد 24 در خصوص کودتای سوم اسفند رضاخان در ایران نوشت: حکومت پهلوی با کودتای ۳ اسفند روی کار آمد و با کودتای ۲۸ مرداد ماندگار شد.  در سال‌های ابتدایی قرن بیستم ایران در خطر تجزیه و جنگ و قحطی بود و دولت قاجاریه بسیار ناتوان‌تر از آن بود که توان حل این مشکلات را داشته باشد. در جریان جنگ جهانی اول روسیه تزاری شمال و بریتانیای کبیر جنوب ایران را اشغال کرده بودند و پیشنهاد ابرقدرت‌ها تقسیم ایران بین این دو ابرقدرت بود. در سال ۱۹۱۷ رخدادی در روسیه تزاری به وقوع پیوست که خطر تجزیه ایران را از بین برد؛ انقلاب اکتبر. ولادیمیر لنین رهبر انقلابیون روسیه قرارداد‌های استعماری ایران را لغو کرد و دستور داد نیرو‌های روسی از ایران خارج شوند. همان زمان عارف قزوینی در حمایت از کمونیست‌های شوروی چنین سرود: «بلشویک است خزر راه نجات / بر محمد و آل او صلوات» بریتانیایی‌ها که با خروج نیرو‌های روسی عملا تنها نیروی اشغالگر ایران بودند تصمیم گرفتند تمامیت ارضی ایران را حفظ کنند، اما نفوذ خود را در آن گسترش دهند که پلی میان بریتانیا و هندوستان باشد. لرد کرزن نخست وزیر وقت بریتانیای کبیر برای این مقصود قرارداد ۱۹۱۹ را با ایرانی‌ها امضا کرد که بر اساس آن بریتانیا بر منابع مالی و نظامی ایران تسلط پیدا می‌کرد. این قرارداد توسط وزیر نالایق قاجار یعنی وثوق الدوله بسته می‌شد و با مخالفت عمومی روشنفکران و مردم ملغی شد. الغای قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله و قاجاریه را نیز منفور کرد به صورتی که مردم دیگر مایل به ادامه حکومت قاجاری نبودند. دولت وثوق الدوله در تیر ماه سال ۱۲۹۹ سقوط کرد و دولت بعدی نیز که دولت مشیرالدوله است ناتوان در حل مشکلات کشور ناتوان بود. دیوزیون قزاق نیز توان دفاع از کشور را نداشت و از جنگلی‌ها شکست سختی خورده بود. بریتانیای کبیر که نیرویی منسجم در جنوب ایران داشت و آن را پلیس چنوب می‌نامید، فرماندهی به نام سر ادموند آیرون‌ساید را به فرمانده یپلیس جنوب گمارد. آیرون‌ساید فرمانده دیگر ارتش منظم حاضر در ایران یعنی لشکر قزاق‌ها را که هزینه‌هایش توسط دولت بریتانیا تامین می‌شد را برکنار کرد و مشیرالدوله در اعتراض به این برکناری استعفا داد. پس از این اتفاقات آیرون‌ساید و بسیاری از رجال سیاسی ایران قانع شدند که تنها را برون‌رفت از بحران یک دیکتاتوری نظامی است که هرج و مرج و بلشویسم در ایران را سرکوب کند. آیرون‌ساید در آن ایام مدام تکرار می‌کرد که «یک دیکتاتور نظامی در ایران تمام اشکالات کنونی ما را حل خواهد کرد» در جریان این تصمیم بریتانیا کمیته‌ای به نام کمیته زرگنده تشکیل شد که نقشه کودتا را به پیش ببرد. مشهورترین عضو این کمیته سید ضیاءالدین طباطبایی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی بود که روابط حسنه‌ای با بریتانیا داشت. کمیته زرگنده تصمیم گرفته بود پیش از خروج بریتانیایی‌ها از ایران دولتی نیرومند روی کار آورد و به همین دلیل اعضای آن با قوای قزاق مذاکره کردند تا به تهران ...