دکتر جمشیدی نظرات جالبی را در خصوص وضعیت فعلی اصلاح طلبان مطرح کرد.

اختصاصی حرف تازه – بهنیا ثابت رفتار: شکست اصلاح طلبان در بسیاری از حوزه های انتخابیه در انتخابات مجلس یازدهم بهانه ای شد تا به گفتگو با دکتر رضا جمشیدی چناری، رئیس اسبق شورای اسلامی شهر رشت بنشینیم. او از چهره های آکادمیک و اساتید نخبه و صاحبنظر دانشگاهی به شمار می رود. در این گفتگو به علل کاهش مقبولیت اجتماعی این جریان، راهکارهای پیش رو و بررسی انتخابات ریاست جمهوری پرداختیم.

در این مطلب می توانید بخشی از گفتگوی حرف تازه با دکتر جمشیدی و نقطه نظرات ایشان را مطالعه بفرمایید:

در ابتدا، شما به عنوان فردی مطلع از اوضاع و احوال سیاسی کشور، فضای سیاسی حاکم بر جامعه را به نفع کدام جریان می بینید؟

به اعتقاد بنده فضای سیاسی فعلی جامعه ما شبیه زمین بازی فوتبالی می‌ماند که بازیکنان تیم مقابل تقریبا همگی یا اخراج شده اند و یا کارت زرد گرفته اند. بنابراین واضح است که فعلا برد و‌ دروازه خالی برای اصولگرایان است.

بنابراین شما هم به افول اصلاح طلبان معتقدید؟

اصلاح طلبان بنا بر دلایل مختلف از فضای سیاسی جامعه ایران حذف شده اند و این عدم محبوبیت هم نزد ایرانیان داخل کشور و هم مقیم خارج به روشنی قابل مشاهده میباشد.

علت این افول جایگاه اصلاح طلبان چیست؟ حذف شدند یا خودشان جایگاهشان را از دست دادند؟

پر واضح است که هیچ جریان سیاسی به زور قابل حذف نمیباشد. بلکه این عملکرد اصلاح طلبان است که باعث گردیده مردم دیگر با تکرار آنان به میدان نیایند. در واقع در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی مختلف، عمده اصلاح طلبان نشان دادند که منافع خودشان به منافع مردم ترجیح دارد و حاضر نشدند هیچ گونه ریسکی را بپذیرند.

اگر بخواهیم واضح تر حرف بزنیم باید به مواضع اصلاح طلبان در بحران بنزین ۹۸ اشاره کنیم که با اینکه اکثریت مجلس را در اختیار داشتند قاطبه مردم سکوت طاقت فرسای نمایندگانشان را برنتافتند و عملا حتی برخی چهره های رسانه ای معروف اصلاح طلب قیمت بنزین را مستحق افزایش بیشتر دانستند. دلیل این امر آنست که این آقایان اوضاع اقتصادی خوبی دارند و درد مردم را درک نمی کنند و لذا دلیلی نمی بینند همین وضعیت خوبشان‌ دستخوش تغییر شود.

اخیرا هم اگر نگاه کنید برخی از نمایندگان به ظاهر اصلاح طلب که رد صلاحیت شده اند و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند نگران شده اند و سیاست های حذفی شورای نگهبان را به نقد گرفته اند. خوب اگر‌ راست میگویید همین طرح را چرا شش ماه قبل در مجلس مطرح نکردید!

البته نباید از این واقعیت غافل شویم که در جریان اصلاح طلبی افراد شرافتمند و دردمند هم کم نداریم و‌این نقدی که بنده مطرح کردم عمدتا مربوط به اصلاح طلبانی است که در قدرت حضور دارند. اصل جریان اصلاح طلبی برای حل مشکلات اساسی کشور طراحی شده است و شاید در مکتب اسلام از شاخص ترین اصلاح طلبان بتوان به امام حسین (ع) اشاره نمود که با تمام سختی ها و موانع برای اصلاح‌ امور امت جدش تا پای جان رفت. امروز در کشورمان کارها و‌ اصلاحات اساسی داریم که البته فقط انسان‌های عالم و باتقوا می‌توانند پرچم چنین اصلاحاتی را بردارند.

آینده این جریان سیاسی را چطور می بینید؟ چه راهکاری برای خروج از وضعیت فعلی وجود دارد؟

به اعتقاد بنده جریان اصلاح طلبی در ده سال آینده در کشور جایگاهی نخواهد داشت و راهکار جلب اعتماد دوباره مردم این‌ است که نسل جدید که اتفاقا منتقد هم میباشند به میدان بیایند و به کمک کار رسانه ای به مردم پیغام واضح تر و‌ البته برنامه محور بدهند و صفشان را از برخی منفعت طلبان ضد توسعه جدا کنند.

این اتفاق و انشقاق البته مدتی است در این‌ جریان رخ داده است. جریان اصلاحات مثل هر جریان دیگری زمانی موفق است که به مرامنامه خویش پایبند باشد و به جای خویشاوند سالاری و نپوتیزم به نخبه سالاری و رفتارهای عالمانه روی بیاورد. باید از شوراها شروع کرد و قبل از عضو گیری به ارائه برنامه های توسعه محور روی آورد. در انتخابات های محلی به جای اینکه چهره های قدیمی اصلاح طلب را به زور وارد لیست کنیم چهره های جوان و عالم با کارنامه علمی و اجرایی خوب را انتخاب کنند و همه این کاندیداها را مقید به دنباله روی از برنامه های توسعه از پیش تعیین شده نمایند. اینگونه و در طی یک برهه زمانی نسبتا طولانی شاید مردم دوباره به این جریان اعتماد نمایند.

با توجه به شرایط موجود، از نگاه شما کدام گزینه ها از دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی بخت بالاتری برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری دارند؟ و همینطور جریان نزدیک به احمدی نژاد…

به اعتقاد بنده اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو شانس مساوی با صفر برای پیروزی دارند. اما گزینه هایی چون محسن هاشمی شاید بتوانند تنور انتخابات را کمی گرمتر نمایند. در جریان اصولگرایی هم چهره ‌هایی که شانس دارند کم‌ نیستند. شاید قالیباف جدی ترین و حتی مطلوب ترین گزینه از این جریان باشد که شانس رای آوری دارد. البته همه اینها به مواضع شورای نگهبان بستگی دارد چرا که شاید با تایید صلاحیت محمود احمدی نژاد ایشان بتوانند رای بی سابقه ای را کسب نمایند.

البته به اعتقاد بنده قالیباف گزینه اول ریاست مجلس است. اگر‌ چه شمس‌الدین حسینی نیز با داشتن حدود ۵۰ یار نزدیک شانسی برای خویش قائل است اما بعید میدانم. پیش بینی بنده این است که انشقاق در جریان اصولگرایی خواهد افتاد و اینطور نخواهد بود که همگی بر سر یک گزینه اجماع نمایند. ولی در نهایت قالیباف توان رای آوری را دارد.

در برخی محافل از چهره های جوانی مثل آذری جهرمی نیز یاد می شود. به نظر شما چنین گزینه هایی چه میزان شانس دارند؟

گزینه هایی چون آذری جهرمی به دلیل توییت های فراوان و‌ بی اثر نزد جوانان رنگ‌ باخته اند و بنده شانسی برایشان قائل نیستم. جریان اصلاح طلبی اگر بخواهد گزینه ای معرفی کند به نظرم محسن هاشمی و یا محمد جواد ظریف بهترین گزینه میباشند که البته هر کدامشان بیایند مقابل گزینه اصولگرایان با اختلاف خواهند باخت.

و در پایان فضای دانشگاه ها را برای انتخابات پیش رو چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا شاهد فعالیت پرشور دانشجویان خواهیم بود و اصلاح طلبان می توانند همانند گذشته روی جریان سازی های دانشجویان و موج های انتخاباتی حساب کنند؟

متاسفانه فضای بی اعتمادی پیش آمده بعد از اتفاقات آبان ‌‌و دیماه نود و هشت و همچنین عملکرد ضعیف دولت تدبیر و‌ امید باعث گردیده است که اتفاقا دانشگاه‌ها اینبار چندان رغبتی برای حضور در فضای انتخابات نداشته باشند. همه اینها البته به مدیریت پساکرونایی جامعه نیز کمی بستگی دارد و شاید بعد از این اتفاقات به نوعی فضای جامعه تغییراتی داشته باشد که فعلا نمیتوان به صورت قطعی نظر داد.

*عکس آرشیوی است*