«کسی که بدون دود کردن تنباکو زندگی می‌کند، لیاقت زندگی کردن ندارد.» البته جناب مولیر خیلی تند رفته است، اما نگاهی به تاریخ ادبیات به خصوص از قرن هفدهم به بعد نشانمان می‌دهد که بسیاری از نویسندگان تلویحا با این دیدگاه او موافق بوده‌اند. ۳۱ مه روز جهانی بدون دخانیات‏ بهانه‌ای شد برای پرداختن به عادت سیگار کشیدن نویسندگان.

حرف تازه – شاید جالب باشد بدانید سیگار نویسندگان مشهور چه مارکی بوده است؟ روناک حسینی در همشهری آنلاین گزارشی در خصوص برند سیگار برخی نویسنده های مشهور نوشت:

  غالب نویسندگان‌ بزرگ حداقل یک عکس دارند که در آن سیگاری گوشه لب یا بین انگشتانشان در حال دود شدن است. بعضی‌ها مثل چارلز بوکوفسکی، شاعر و نویسنده معاصر امریکایی کمتر عکسی دارند که در آن سیگار حضور نداشته باشد. بوکوفسکی را یکی از نویسندگان تاثیرگذار قرن بیستم می‌دانند که صدها داستان کوتاه و به قولی هزاران شعر دارد.

بوکوفسکی یکی از هواداران سیگار امریکایی پال‌مال بود که از سال ۱۸۹۹ تولید می‌شود. سیگاری که نویسنده کتاب مشهور و محبوب سلاخ‌خانه شماره ۵ حسابی از آن شاکی بود. کرت ونه‌گات در کتاب مرد بی‌وطن که در اواخر عمرش تالیف کرد نوشته است می‌خواهد از کارخانه پال‌مال شکایت کند، چرا که از ۱۲ سالگی پال‌مال می‌کشد و در هشتاد و چند سالگی هنوز زنده و سر حال است. در حالی که آن‌ها روی پاکت سیگار نوشته‌اند که سیگار کشیدن شما را زودتر می‌کشد. او معتقد بود کمپانی پال‌مال خلف وعده کرده است و بعد این همه سال سیگار هنوز او را نکشته است.  ونه‌گات معتقد بود یک سر سیگار دود است و سر دیگرش یک «آدم احمق». او می‌گفت سیگار کشیدن یک راه شیک و باکلاس برای خودکشی است، اما بعد از چند دهه سیگار کشیدن سنگین و مداوم، آرزوی مرگ با سیگار را به گور برد و این سقوط بود که به زندگی این نویسنده پایان داد. 

نویسندگان زیادی سیگار را به مثابه فرشته الهام به ابزار کارشان اضافه کرده بودند. جرج اورول که ما اغلب او را با کتاب‌های مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ می‌شناسیم، معتقد است سیگار کشیدن جزء آن دسته از اموری است که فرشتگان و اهل تقدس باید از آن دوری کنند، اما در مقابل آدمیزاد هم باید از فرشته و مقدس بودن پرهیز کند. تصاویر اورول در حالی که پشت ماشین تحریز نشسته و سیگاری گوشه لبش می‌سوزد، عقیده راسخش به سیگار را تایید می‌کند. اورول، سیگار فرانسوی را انتخاب کرده بود. او در کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» که از اسمش پیدا است روایتگر چه ایامی است، از دغدغه سیگار گفته است. این که ناچار دو فرانک و نیم بابت یک پاکت سیگار گولوآز (Gauloises) آن هم در روزهای نداری، «تلف» کرده بود.

 این برند فرانسوی سیگار، فقط اورول را گرفتار خود نکرده بود. آنری شاریر، نویسنده فرانسوی که خودزندگینامه‌اش به اسم «پاپیون»، مرجع ساخت فیلمی مشهور به همین نام شد هم گولوآز می‌کشید. البته لابد نه در سال‌هایی که به جرم قتل در زندان سن لوران مارونی، در یکی از مستعمرات فرانسه، دوره محکومیتش را می‌گذراند. 

ژان پل سارتر و آلبر کامو علی‌رغم اختلافات نظری و ادبی‌شان، در انتخاب سیگار سلیقه مشترکی داشتند و از مشتریان گولوآز بودند. روشنفکر و نظریه‌پرداز پست‌مدرن، ژان بودیار هم میان نوشتن مقاله‌هایش و لابد وقتی داشت درباره فرهنگ مصرفی، هنر والا و هنر نازل و جایگزینی نظام نشانه‌ای به روابط واقعی تولید و مصرف فکر می‌کرد، یک نخ گولوآز آبی بین انگشت اشاره و میانیش دود می‌شد. قهرمان‌های داستان‌های خولیو کورتاسار هم وقتی در پاریس می‌گشتند گولوآز می‌کشیدند و ظاهرا رومن پولانسکی در فیلم «مستاجر» هم این سیگار را برای شخص اول داستان انتخاب کرده بود. 

برند آمریکایی معروف مارلبرو البته، با برنده ظاهرا غیر ادبی نوبل ادبی، به رقابت با گولوآز می‌آید. باب دیلن ترانه‌سرا و خواننده و موزیسین امریکایی، مارلبرو را به انواع دیگر سیگار ترجیح می‌داد. 

رالف والدو امرسون، فیلسوف و نویسنده امریکایی قرن نوزدهمی که البته خیلی‌ها او را مرجع نویسندگان صاحب سبکی چون آلن پو، امیلی دیکنسون و هرمان ملویل می‌دانند، درباره سیگار کشیدن اهل ادب و هنر استدلالی می‌آورد. او معتقد است وقتی سیگار می‌کشیم، گمان می‌کنیم مشغول کاری هستیم در حالی که هیچ کاری نمی‌کنیم و این خیال باطلی بیش نیست.

ایلین رینولدز، نویسنده‌ای امریکایی در یادداشتی که در مجله نیویورکر به سال ۲۰۱۰ میلادی چاپ شده است، سیگار کشیدن را یک‌جور به تعویق انداختن می‌داند. سیگار وقفه‌ای است که نویسندگان، هنرمندان و خلاصه هر کسی که به نوعی درگیر کار فکری است ظاهرا به آن نیاز دارد، اما همه نویسندگان و اهل ادب هم برای وقفه سراغ سیگار نمی‌روند. 

با این وجود می‌توان گفت نویسندگان بخش بزرگی از جامعه مصرف‌کنندگان سیگار را تشکیل می‌دهند. به طوری که چند سال پیش، زمانی که سیگار کشیدن در کافه‌ها و بارهای انگلیس ممنوع شد، عده‌ای از نویسندگان اعتراض کردند و گفتند با این قانون ادبیات انگلیس نابود خواهد شد. 

البته بسیاری از نویسندگانی که نامشان رفت، در معاشرت با سیگار‏، عاقبت خوشی نداشتند. بوکوفسکی در اثر سرطان خون از دنیا رفت؛ شاید چیزی که ونه‌گات انتظارش را می‌کشید. قاتل آنری شاریر سرطان سر و گردنی بود که دستانِ ظریف برند فرانسوی به او بخشیده بود. وضعیت ریه‌های اورول وخیم بود و اواخر عمر تقریبا با ریه‌هایی از کار افتاده روزگار می‌گذراند. سیگار البته لطفش را جور دیگری شامل حال ایان فلمینگ، نویسنده مشهور خالق شخصیت جیمز باند کرد.

فلمینگ در پنچاه و شش سالگی در اثر حمله قلبی درگذشت. فلمینگ در یکی از سری کتاب‌های جیمز باند می‌گوید: «متوجه شده‌ام که سیگار کشیدن یکی از احمقانه‌ترین عادت‌های آدمیزاد است و البته با این رفتار آدمی تنها موجودی است که کاملا ضد طبیعت است. می‌توانید تصور کنید که گاو یا هر حیوان دیگری، سیگار گوشه لبش بگذارد، به آن پک بزند و بعد دود را با بینی‌اش بیرون بفرستد؟» و لابد خیر. هیچ موجود دیگری چنین نمی‌کند. 

سیگار نویسندگان مشهور چه مارکی بوده است؟

سیگار نویسندگان مشهور چه مارکی بوده است؟