در واکنش به انتشار اخبار و تصاویر زرد و حاشیه ای بررسی شد؛

رسانه در نگاه امام خمینی(ره)

بهنیا ثابت رفتار : اخیرا رفتارهایی از سوی برخی رسانه ها مشاهده می شود که به هیچ وجه با اخلاق اسلامی و اندیشه امام خمینی(ره) و آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) سازگاری ندارد. از رصد کردن روزانه برخی رسانه ها اینگونه تصور می شود که گویی در این […]

بهنیا ثابت رفتار : اخیرا رفتارهایی از سوی برخی رسانه ها مشاهده می شود که به هیچ وجه با اخلاق اسلامی و اندیشه امام خمینی(ره) و آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) سازگاری ندارد.

از رصد کردن روزانه برخی رسانه ها اینگونه تصور می شود که گویی در این شهر در طول تاریخ، تنها چند نفر شهر را از مسیر توسعه خارج کرده اند! از انواع اتهامات که در هیچ دادگاه صالحه ای به اثبات نرسیده است گرفته تا وارونه نشان دادن صحبت ها و سخنرانی ها را از این افراد دریغ نکرده اند. شفاف ترین سخنان یک عضو شورا را چرخاندند؛ عکس ها را “کج” انتخاب کردند و تیترها را کنایه دار و گاها به دور از حقیقت زدند و گاهی تحلیل هایی نوشتند که آنچنان هم از سر دلسوزی برای رشت نبود… مگر اصل بر برائت افراد نیست پس چرا دیگران را محکوم می کنید؟

هم صدا بودن و هم پیمان بودن برپایه ارزش های دینی بالاترین ارزش ها یعنی اتحاد را به دنبال دارد و این اتحاد مشت محکمی بر دهان استکبار است و به عزت و افتخار ایران اسلامی می انجامد. کاش برخی بترسند از آن روزی که باید در محضر خدا پاسخگوی اعمالشان باشند. روز حسابی هم در پیش است. اگر اینجا عملی از چشم کسی پنهان بماند و حقی از کسی ضایع شود؛ هیچ عمل و هیچ سخنی در محضر خداوند بی پاسخ نخواهد ماند و خودشان بهتر از هرکسی از نیت اعمالشان آگاهند.

بارها مشاهده شده است که عکس یکی از خادمین ملت یا یکی از نمایندگان پرتلاش مردم در پارلمان شهری که از بانوان محجبه و خانواده شهید است در شرایطی که هیچ شباهتی به عکس خبری ندارد منتشر می شود. آیا حقیقتا این اخلاق اسلامی است؟ آیا تصویری مناسب تر از یک تصویر “کج و کوله” وجود نداشت؟ تکرار کردن این موضوع سهوی است و شیطنت رسانه ای در کار نیست؟ و هیچ ارتباطی به حب و بغض های شخصی ندارد؟؟؟

بارها شاهد بودیم با چرخش سخنان، مطالب به گونه ای دیگر رسانه ای می شود. گاها تیترها کمترین ارتباط را با محتوای کلام فردی که سخنرانی کرده است دارد؛ یک روز شهردار، یک روز یکی از مدیران شهری و یک روز یک نماینده و یک روز یک مسئول دیگر سخنانش به شکل دیگری مطرح می شود و این ها نمونه هایی از موارد پر شماری است که مجال پرداختن به آنها نمی باشد.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی فرمودند:  مقالاتی که می نویسید اصلاحی باشد ، اخباری که می نویسید ، تیترهایی هست ، مردم اینها را در روزنامه ها می بینند و می فهمند که این تیتر از کجا پیدا شده است و برای چه مقصدی این تیتر را گذاشته اند و گاهی هم آدم می بیند مساله اینطوری نبوده است ، تیترش یک جور است و مساله اش یک جور دیگر . مردم این تیترها را نگاه می کنند که چه فسادی یا چه صلاحی واقع شده است . باید توجه کنید که روزنامه ای تیترش چیزی نباشد که محتوایش آنطور نباشد ، نه به آن تندی که در تیتر است و نه به آن عظمت ، این غش است . درست مثل کاسبی که روی متاعش چیز خوب می ریزد و آخرش فاسد است و این حرام است و اگر تیتر با محتوا نخواند ، غش است که شما با قلم هایتان می کنید . باید توجه کنید و شک نکنید ما روز محاسبه داریم ، از همه چیزها محاسبه می شود ان روز ، خود انسان ، قلم ها ، دست ، چشم ها ، شهادت می دهند ، دیر یا زود چیزی نیست ، ولی روزی هست

یا در جایی دیگر می خوانیم که امام خمینی (ره) فرمودند: “در نوشته هایتان توجه به خدا داشته باشید. بدانید که این قلم که در دست شماست در محضر خداست الآن و اگر هر کلمه ای نوشته بشود بعد سؤال می شود چرا این کلمه نوشته شده؟ اگر به جای این کلمه بشود یک کلمه خوبتر نوشت از شما سؤال می کنند چرا کلمه زشت نوشتید؟

حاشیه سازی ها و رفتار زردرنگ! برخی رسانه ها به همین جا یعنی عکس ها و تیترهای همراه با بداخلاقی رسانه ای ختم نمی شود. نمونه های بارز تری هم به چشم می خورد و آن، گام برداشتن در راستای ایجاد شکاف در جامعه است که شاید این مورد از تمام موارد خطرناک تر باشد. مطالبی که گاها با تاکید بر اصلاح طلبی و اصولگرایی نوشته می شود و تلاش می شود تا این دو طیف را کاملا در مقابل هم قرار دهد.

حضرت امام خامنه ای در خصوص مسائل فرموده اندمتأسفانه حرف جناح و خط و خطوط، بیش از اندازه همه ‏گیر شده است. البته یک مقدارش بد نیست؛ نمکى است در مجموعه‏ نظام! به قول خودشان، جناح راست، جناح چپ؛ افتخار هم میکنند. بنده از این اسمها – راست و چپ و امثال اینها – هیچ خوشم نمی آید. وقتى خیلى همه شئون زندگى را بگیرد، حقیقتاً دیگر کسل کننده و زننده مى‏شود. نبایستى روى این جناح و این‏طور چیزها خیلى تکیه کرد.

اما حقیقتا بیان اینکه نامزد مورد حمایت هیات های مذهبی در گذشته ای نه چندان دور تا چه وقت می خواهد در مراسمات مورد تجمع اصلاح طلبان هم حاضر باشد و یا به حمایت از کاندیداهای مورد حمایت آنان بپردازد؟! چه مفهومی دارد؟ اینها همگی مصادیقی از ایجاد شکاف و دودستگی در جامعه است.مگر اصلاح طلبان و اصولگرایان باید در مقابل هم صف بکشند که این چنین می نویسند؟ مگر همگی هدفی جز عزت ایران داریم؟ چرا برخی تمام تمرکزشان بر این است که از صبح تا شب  (و حتی از شب تا صبح) علیه برخی مسئولین مطلب بنویسند؟ چه منفعتی از این ایجاد شکاف  حاصل می شود و یا چه منافعی از بین رفته است که اینچنین دست به قلم برده می شود!؟

آنها را ارجاع می دهم به سخنی دیگر از امام خمینی (ره) : من ارباب جراید و رسانه ها و گویندگان را نصیحت می کنم که دست از این شایعه افکنی ها بردارند و مسائل بیهوده ومطالب دروغ را برای زیاد شدن تیراژ پخش نکنند ، که اگر احساس توطئه و فساد شود ، ملت با آنها به طور دیگر عمل می کنند از آزادی سوء استفاده نکنید و مسیر ملت را رها ننمائید و از بزرگ نشان دادن وقایع کوچک بپرهیزید که صلاح مملکت و ملت در آن است.

امام راحل در بخشی  از سخنانشان  به مسئله لزوم انتقاد رسانه ها و ممنوعیت غرض ورزى  آنها در مسائل پرداختند  و  فرمودند:

«از وظایفِ هم رادیو و تلویزیون و هم مجلات و هم سایر جاها این است که مسائلى که شده است بگویند. من در همان اوایل امر که آقاى بازرگان نخست وزیر بوده، در همان اوایل امر به آقایان گفتم که آقا شماها مسائلى که انجام مى دهید در رادیو و تلویزیون اعلام کنید که ما این کار را کردیم، آن کار را کردیم. نگذارید آنها بگویند که این کارى نکرده، آن کار نکرده، هیچ کارى نکرده. کارِ نکرده ها البته زیاد است. اما یک مملکتى که لا اقل بیش از پنجاه سال به انحراف شدید کشیده شده، از اوّل بوده اما در این پنجاه سال مُتعمّد بودند به اینکه این را منحرف کنند و ما را از همه طرف وابسته کنند و همه چیز ما را از بین ببرند. دانشگاهمان را از بین ببرند. چى ببرند. چه ببرند. اینها تصور این را نمى کنند که یک همچو چیزى در دو سال، این قدر که شده است اعجاز کرده است. فکر این را نمى کنند که این کار همچو شده است که تویى که حالا قلمت را دست گرفتى و براى همه دارى مى نویسى، آزادى. براى همه ارگانها دارى انتقاد مى کنى تو آزادى. شما در سه سال پیش از این مى توانستى قلم را دستت بگیرى یک کلمه راجع به یکى از این ارگانها صحبت بکنى؟ قلمت را مى شکستند، پدر خودت را هم در مى آوردند! شما قدر این آزادى را نمى دانى. منتها آزادى الآن جورى شده است که مَلْعَبه پیش بعضى اشخاص شده و هر چى دلشان مى خواهد باید بنویسند. و هر چى دلشان مى خواهد باید بگویند.

در موارد بسیاری معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی) بر جایگاه رسانه و نقش خطیر آن تاکید کرده اند و  انتخاب افراد، انتخاب مناسب تیتر، پرداختن به مسائل مهم، قدم برداشتن در راستای وحدت و اتحاد جامعه از جمله مواردی بوده است که بارها به آن اشاره داشته اند.

آیا بر ما که شهیدان بسیاری داده ایم تا این نظام و انقلاب و میهن و نوامیسمان را با عزت و سربلندی حفظ کنیم واجب نیست در مقابل انحرافات، سکوت خود را بشکنیم. آیا سکوت در مقابل افرادی که چارچوب های اخلاقی را رعایت نکرده اند جز خیانت است؟ هرچند امروز این افراد در اقلیت قرار دارند اما اگر سکوت ها شکسته نشوند بعید نیست که روز به روز بر تعدادشان افزوده گردد.

رسالت ما انتقال صحیح مطالب است گاهی یک ویرگول این طرف تر و آن طرف تر معنای تمام جمله را تغییر می دهد. پس خودمان را فریب ندهیم. نگذاریم شانیت رسانه و قلم در این استان  زیر سوال برود! نگذاریم روزی برسد که بگوییم اگر انحرافی هست به دلیل سکوت ما و ورود افرادی با چارچوب فکری غیر قابل دفاع است. نگذاریم روزی بیاید که گیلان، مقصد خبرنگارانی شود که در هیچ کجای کشور جایی ندارند. نگذاریم عده ای آبروی شهر و استان و مسئولینمان را به بازی بگیرند. البته این به معنای عدم انتقاد نیست بلکه تنها مقصود سخنمان این است که انتقاد غیر از غرض ورزی است.

شرم آور است اگر ببینیم و بدانیم چه خبر است و در برابر بی انصافی ها و بداخلاقی ها سکوت کنیم…