رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶
  • الإثنين ۴ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 25 September

حرف تازه : حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری با حضور در ویژه برنامه شبکه یک به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی گفت: مردم ما هنوز شوکه و داغ هستند؛ فقدان آقای هاشمی را هر چه بگذرد بیشتر احساس می‌کنند. گزیده سخنان ناطق نوری در زیر می آید: عده ای انتقاد می کنند اما تحمل پذیرفتن انتقاد […]

حرف تازه : حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری با حضور در ویژه برنامه شبکه یک به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی گفت: مردم ما هنوز شوکه و داغ هستند؛ فقدان آقای هاشمی را هر چه بگذرد بیشتر احساس می‌کنند.

گزیده سخنان ناطق نوری در زیر می آید:
عده ای انتقاد می کنند اما تحمل پذیرفتن انتقاد را ندارند. مرحوم هاشمی در کشور ما جزء معدود افرادی بود که از این ظرفیت برخوردار بود. واقعا گاهی من از ظرفیت زیاد ایشان خلقم تنگ می شد. ظرفیت او عجیب بود.
 آیت الله هاشمی انسان ریاکاری نبود. او از دو چهره بودن و تملق بدش می آمد و ازهرکسی که این خصلت ها را داشت متنفر بود. او صراحت لهجه داشت و آنچه را تشخیص می داد را عمل می کرد و می گفت و باکی هم نداشت که علیه او چیزی می گویند و یا کسی خوشش می آید یا بدش می آید که این اخلاق ایشان هم یک دستور اسلامی است.
چرا مردم برای درگذشت یک روحانی با تمام هجمه ای که سالیان سال است علیه روحانیون وجود دارد تا این حد ناراحت می شوند؟ به خاطر خصوصیات اخلاقی و مدیریتی او در دوران زندگیش بود. هرچه بگذرد فقدان هاشمی بیشتر احساس می شود. آزادگی،صریح اللهجه بودن و صبوری دلیل این محبوبیت است.
امام (ره) آنقدر به آیت الله هاشمی اعتماد داشت که به او پیشنهاد تاسیس حزب داد و بعد پیشنهاد تاسیس حزب جمهوری اسلامی را مطرح کردند. آقای هاشمی در این باره همیشه می گفت که امام در آن زمان پول درست و حسابی ای در اختیار من گذاشت تا حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دهم. اینگونه بود که این حزب با تلاش آقای هاشمی و در کنار کسانی مانند شهید باهنر، شهید بهشتی و موسوی اردبیلی، آیت الله خامنه ای و غیره شکل گرفت.
برخی نادان‌ها، کم‌ظرفیت‌ها یا مغرضان ذهن جمع کثیری از مردم را نسبت به مسئولان خراب کردند و این به سود مردم و نظام نیست. وقتی این گروه، آن گروه را زیر بار تهمت و اتهام و بد و بیراه بکشاند مردم بدبین می‌شوند. مردم به اجماع مرکب می‌رسند و به کل نظام و انقلاب و اسلام بی‌اعتماد می‌شوند.
امام از دنیا رفت. همه مضطرب بودیم که اگر این اسطوره تاریخ از دنیا برود انقلاب و نظام چه می‌شود. خبرگان جمع شدند و آقای هاشمی به عنوان رئیس خبرگان ناگهان جمله‌ای می‌گوید. این خدمت و تدبیر کمی است از جانب این مرد فداکار و خداپرست؟ تا قیامت اگر نسبت به این نعمت شاکر باشیم و بر او رحمت بفرستیم کم است. خبرگان می‌رفت به سمت رهبری شورایی اما یک‌باره یادآوری می‌کنند جلسه‌ای را که خدمت امام رسیدند و از مرحوم حاج‌احمد‌آقا هم کد می‌آورند.
ایشان روزی به ما گفت گاهی سحر که بیدار می‌شوم برای نماز، قدری روی تخت می‌نشینم. در همین چند لحظه فکر می‌کنم اگر خدای ناکرده خبر برسد که مقام معظم رهبری خوابید و بیدار نشد، انقلاب چه می‌شود؟ به محض اینکه این فکر به مغزم می‌رسد، به قدری مضطرب می‌شوم که بلند می‌شوم، فشارم می‌افتد و زمین می‌خورم زیرا مانند ایشان را نداربم. این عشق به رهبری شعار و تملق نیست.
وقتی اخلاق از جامعه رخت بربندد، خدا کم شود و ایمان سست شود، همین می‌شود. ما مرده‌پرستیم. وقتی دیشب رفتم و چهره‌ آقای هاشمی را دیدم بی‌اختیار نتوانستم خودم را نگه دارم چون تمام بی‌مهری‌ها، توهین‌ها، تهمت‌ها و کژاندیشی‌ها را که گروهی نسبت به ایشان روا داشتند لحظه‌ای در ذهنم مرور شد. هم دیروز و هم امروز که رقتم جماران، منقلب شدم. منقلب شدنم از این نیست که ایشان درگذشت چون انسان‌ها به هر حال می‌میرند. جفا این است که هیچکس را به این اندازه اذیت نکردند. چرا؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟
من واژه نفوذی را زیاد قبول ندارم. خودمانیم. چرا فرافکنی کنیم؟ با تنگ‌نظری نمی‌توانیم کشور را اداره کنیم.
هاشمی تا بود این همه صحبت‌ها کردند، حالا تجلیل می‌کنیم. صدا و سیما در شش شبکه هم از هاشمی بگوید بسیار خوب است اما او رفت. تا هستیم قدر هم را بدانیم. 
تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی / تا که رفتیم همه یار شدند، خفته‌ایم و همه بیدار شدند / قدر آیینه بدانیم چو هست، نه در آن وقت که افتاد و شکست.
انتخاب

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی از سارنگ حسن پور؛

جوانگرایی و نسل بازنشسته ای که قصد خداحافظی ندارد!

سارنگ حسن پور - خبر کوتاه و بود و بهت برانگیز! دوباره خبر را مرور میکنم : “با تصویب نمایندگان مجلس، مقامات از شمول قانون ممنوعیت به ‌کارگیری بازنشستگان مستثنی شدند” (اینجا) با خود می اندیشم در سالی که همه از مقام معظم رهبری تا ریاست جمهور و همه افرادی که خودشان را صاحبنظر در کشور میدانند از لزوم جوانگرایی در سطوح مدیریتی کشور و ضرورت بکار گیری و اشتغال جوانان و بالا رفتن سن مدیریتی کشور سخن میگویند؛ اینگونه مصوبات از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را با چه معیار و ملاکی باید پذیرفت؟ در کشوری که نرخ جمعیت بیکار و فارغ التحصیلان دانشگاهها و نیروی آماده به کارش دائما در حال افزایش است آیا لازم است که برای مقامات که البته هنوز وسعت واژه اش را نمیدانیم ولی احتمال میدهیم تا سطوح میانی و مدیران کل استانی نیز تسری یابد از افراد بازنشسته استفاده شود؟ پذیرفتنش منطقی نیست که در طول ۳۹سال بعد از گذشت انقلاب هنوز هم به همان نسل اول انقلاب دل خوش کرده ایم و هنوز هم آنان را وارثان بلاتغییر انقلاب و کشور میدانیم و قصدی برای منتقل نمودن تجربیات کشورداری برای نسل بعدی نداریم و حتی برای ادامه حضور بازنشستگان قانون تصویب میکنیم و از نمایندگان مجلس علی الخصوص نمایندگان لیست امید که خودشان با همت و حمایت و حضور همین جوانان پرشور و با انگیزه و آگاه توانستند به کرسی های بهارستان دست بیابند؛ بعید است که به این مصوبه رای مثبت داده باشند که اگر اینگونه باشد باعث تاسف است. نتایج از این دست مصوبات اشتباه و کارشناسی نشده در میان مدت و در وضعیت فعلی چه بسا در کوتاه مدت، باعث عدم بکارگیری و اشتغال جوانان و بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار طلاق و ایجاد فضای یاس و دلمردگی و سایر آسیبهای اجتماعی در حوزه جوانان که خواهد بود. بهتر است کمی جدی تر به مسائل نگاه کنیم و مسائلی که با تدبیر قابل حل هستند قبل از آنکه به بحران تبدیل بشوند ؛ فکر اساسی برایشان بشود. حرف تازه: انتشار یادداشت های دریافتی الزاما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و آشنایی مخاطبان با فضای روز جامعه منتشر می شود. منبع : گیل نگاه  

آخرین اخبار