رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 8 خبر


  • سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۵ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Tuesday 26 September
یادداشتی از محمد ابراهیم خلیلی،شهردار سابق رشت؛

تغییر جهت مثبت

محمد ابراهیم خلیلی*: می توان مطلب را با این سوال آغاز کرد که:آیا به عنوان یک مدیر(بطور عام) هدف شما بهبود عملکرد،جلب رضایت و کسب اعتماد مخاطبان،خدمتگزاری و تحصیل موفقیت در مدیریتی که تقبل کرده اید،می باشد؟اگر پاسخ مثبت است و شما مدیری معتقد به منطق و استدلال و مشارکت دادن و بهره بردن از […]

محمد ابراهیم خلیلی*: می توان مطلب را با این سوال آغاز کرد که:آیا به عنوان یک مدیر(بطور عام) هدف شما بهبود عملکرد،جلب رضایت و کسب اعتماد مخاطبان،خدمتگزاری و تحصیل موفقیت در مدیریتی که تقبل کرده اید،می باشد؟اگر پاسخ مثبت است و شما مدیری معتقد به منطق و استدلال و مشارکت دادن و بهره بردن از اندیشه های سازنده صاحب نظران در تفکرات مدیریتی در حوزه مدیریت سازمان خود هستید و خود را مدیری کاردان ،کارآمد ، با هوش ،دارای سبک مدیریتی ، متمایز و در عین حال پاسخگو می دانید و مشی مدیریتی خود را در جایگاهی که برگزیده اید،حداقل خودتان می ستایید،پس چرا در مقابل هجمه ای از انتقادهای منتقدین و معترضین که بیان می دارند که روش و رفتارهای مدیریتی و عملیاتی شما، از منظر بسیاری از ذینفعان سازمان، غیر قابل قبول است،واکنشی در خور و مثبت را بروز نمی دهید؟و کماکان به ادامه روند رفتارهای متناقض وغیر مقبول خود(البته از منظر منتقدان)همچنان اصرار می ورزید؟آیا در چنین شرایطی تصور نمی کنید که معترضان و نقادان اینطور تامل و تحلیل می کنند که یک مشکل اساسی مقصودی و نگرشی و یک مسئله ابهام بر انگیز بنیادی و بینشی در چگونگی اداره سازمان و نحوه ارائه خدمت، در تفکر و مشی مدیریتی شما وجود دارد؟
آیا انجام امور مدیریتی به صورت وارونه ، شخص مدیر را به بهبود عملکرد ،که هدف اصلی او باید تلقی شود و به سوی مقاصدی مخاطب طلب ،هدف گیری شده،و در جریان باشد،اورا به مقصد نهایی خواهد رساند؟ در این حالت، قطعا پاسخ منفی خواهد بود و چنین رویکردی،مسلما اتخاذ روشی کاملا اشتباه در تفکر مدیریتی است! حالا سوال و انتظار از این دسته از مدیران این است که،آقای مدیر! با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته اید،چرا تغییرجهت مثبت(positive redirection) نمی دهید؟
آیا معتقدیدکه ،منتقدان و معترضان به اشتباه یا به عمد ،رفتارهای عملکردی و مدیریتی شما را زیر سوال می برند و شما را به چالش می کشند؟فکر نمی کنید بالحاظ چنین موضع مدیریتی و اصرار بر ادامه آن ،فرصت های بزرگ و فراوانی را یکی پس از دیگری از دست می دهید؟و یا چرا اندرز های مشفقانه و سازنده را نمی شنوید و با انتخاب بهترین های آن ،به اصلاح اشتباهات (هر چند کوچک) و یا تکمیل اقدامات عملیاتی(هر چند بزرگ)خود نمی پردازید و آنهارا رفع و اصلاح نمی کنید؟
و با تغییر جهت مثبت و تامل در مورد نقدهای صورت گرفته که بر اساس تاکیدات عقلی ونقلی ، ممکن هست بسیاری از آن ها ،وارد و صحیح باشد،به منتقدان خود واکنش مثبت نشان نمی دهید و آتش روشن شده در زیرپای مدیریتی خود را با تدبیر و درایت و با ایجاد امید، خاموش نمی کنید؟آیا تغییر جهت مثبت را مغایر شان و منزلت مدیریتی و خود می دانید و یا اینکه آیا فکر نمی کنید پاسخ مثبت روشمند و عقلایی ،بازخورد مشخص مثبتی را به معترضان و نقادان نشان می دهد و از گسترش و تقویت مخالفت ها و احتمالا فضاسازی ها از جانب آنان، می کاهد؟مدیران مجرب و کاردان و اندیشمند واقفند که اصولا انتقادات و نقدهای اولیه در صورت عدم توجه جدی از طرف مدیران،بزودی به واکنش های منفی(negative reaction) منجر خواهد شد و ، شاید بدون توجه جدی به این که با چه دقتی و مستند به چه مدارک و اسنادی، صورت می گیرد،به تضعیف اعتماد و تخریب تعاملات وگسیختگی روابط مدیریتی و سازمانی انجامیده و ادامه این وضعیت ،به شخصیت حقیقی و حقوقی اشخاص در هر رده و منصبی که باشند آسیب می رساند،و فضای مسموم و تیره ای را ایجاد می کند که متعاقبا ممکن است به لجبازی و واکنش های سخیف بیانجامد و اعتماد و اطمینان فیمابین سازمان، مدیران و مخاطبان ،که اصولا مردم هستند را از بین می برد و بنابراین، بی اعتمادی و عدم اطمینان و ایجاد فاصله ،باعث اشتباهات افزونتر و اظهار نظرهای غیر کارشناسانه تر و افزایش برخوردها ی غیر مدیریتی شده وبا بی ثبات تر کردن شرایط و متزلزل کردن روابط و تعاملات ،ضمن مانع تراشی و جلوگیری از روند بهبود عملکردها،اهداف سازمانی و تامین خواسته های مخاطبان سازمان را،یا به تعویق می اندازد و یا ناخواسته به مرور زمان، علیرغم نیت صادقی که در طرفین می تواند باشد، عمده دستاوردها را که با مشقت بدست می آیند، متروکه،یاتخریب و ویران می سازد!
ودر نتیجه آثار زیانبار این عدم نقد پذیری و در نتیجه عدم تعامل و همراهی، بر دوش مخاطبان بی تقصیر در میان طرفین ،یعنی مردم و سازمان ،باقی می ماند!چرا که در هر صورت، هیچ تردیدی وجود ندارد که مدیران ،ممتاز باشند یا نباشند،خود را برتر بدانند یا ندانند ،خدمت بکنند یا نکنند،دائمی و جاویدان بر مسند خود باقیماندنی نیستند،اما مردم به عنوان دارائیهای ثابت و سرمایه های بی بدیل انسانی و اجتماعی و صاحبان اصلی سازمان ها و نهادها، ماندگارند!! ودر آینده تاریخ بر چگونه بودن مدیران ، خوب یا بد،موفق یا ناموفق ،خادم یا خائن ،قضاوت خواهند کرد!

بنابراین تفاهم،اعتماد،ثبات،هم افزایی و همگام شدن با صاحبان ایده ها،طرح ها و پیشنهادات سازنده،نیاز لاینفک امروز مدیران با تمامی اشخاصی است که بدون هیچ خواهش شخصی و زیاده خواه و منفعت طلب،رفتارهای مدیریتی مدیران منتخب خود را واکاوی و آنها را متعهدانه،نسبت به حقوق مردم،نقد دلسوزانه و کارشناسانه می کنند!
مدیران مدبر و خادم،از نقدهای سازنده منتقدان تیزبین ،معتقد و متعهد،با درایت و تدبیر خود،استقبال کرده و با تمسک به آنها پلهای مستحکمی را برای عبور موفقیت آمیز از موانع و مشکلات،برای ارائه خدمات هر چه بیشتر و پایدارتر به ولی نعمتان خود، می سازند.
مدیران کارآمد،پلهای پیشنهادی راه گشا را، که معبر سازندگی ،خدمتگزاری و موفقیت هستند را ،نسنجیده و لجبازانه ،تخریب نمی کنند! زیرا به صورت بدیهی ،اصولا مدیران باید بدانند و قطعا می دانند،اگر امروز با هر دلیل و با هر شرایطی ، امکانی فراهم شده است و در مسند مدیریت قرار گرفته اند، الزاما این مصدر نشینی معنایش این نمی تواند باشد که،فقط ایشان ،متشخص ، استثنایی و بهترین هستند و عالیترین نظر مدیریتی را دارند!
فراموش نکنیم که، فقط خود ستایان افزون خواه و آزمند، به خود مدیر انگاری صرف(self managed) روی می آورند و با رویا پردازی ، بر ستون های سست و متزلزلی تکیه می کنند که هرآن ممکن است فرو بریزند و همه آمال دور و دراز او، همانند رشته ای، بافته و یا نابافته ،به پنبه ای در هم تنیده وسردرگم تبدیل شوند! آن چنانکه آن سویش ناپیدا باشد!
مدیران شایسته ،هوشیار ،کاردان ،مجرب و مهذب ، عاقلانه از عقول شایستگان و نقادان و حتی معترضان ، به عنوان مشاورانی ،که خود داوطلبانه پیش قدم معاضدت و همراهی شده اند،یاری خواسته و از نظرات و طرح های آنها ، بهره گرفته و نردبان مدیریت خود را برای ارائه خدمت هر چه بیشتر و بهتر ،محکمتر می سازند و با مساعدت و همگامی همه همراهان،با توان بیشتر و شایستگی بهتر ،دوران خود را با افتخار و سرافرازی به پایانی رستگار ملحق می کنند!
در غیر این حالت، کافی است آقایان مدیر، یک نگاه واقع بینانه و سنجیده به آن بخش از فراگرد و حاصل تفکرات مدیریتی خود،که اکنون در میدان مدیریتشان، ظاهرا جنبه عملیاتی پیدا کرده اند و در میدان نقد مخاطبان و نقادان و معترضان قرار گرفته اند بیاندازند، تا معنای توضیحات روشنگر و سازنده فوق را واضح تر در یابند واگر مایل بودند آن را نقشه راه آینده خود سازند!

شهردار سابق رشت

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی از سارنگ حسن پور؛

جوانگرایی و نسل بازنشسته ای که قصد خداحافظی ندارد!

سارنگ حسن پور - خبر کوتاه و بود و بهت برانگیز! دوباره خبر را مرور میکنم : “با تصویب نمایندگان مجلس، مقامات از شمول قانون ممنوعیت به ‌کارگیری بازنشستگان مستثنی شدند” (اینجا) با خود می اندیشم در سالی که همه از مقام معظم رهبری تا ریاست جمهور و همه افرادی که خودشان را صاحبنظر در کشور میدانند از لزوم جوانگرایی در سطوح مدیریتی کشور و ضرورت بکار گیری و اشتغال جوانان و بالا رفتن سن مدیریتی کشور سخن میگویند؛ اینگونه مصوبات از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را با چه معیار و ملاکی باید پذیرفت؟ در کشوری که نرخ جمعیت بیکار و فارغ التحصیلان دانشگاهها و نیروی آماده به کارش دائما در حال افزایش است آیا لازم است که برای مقامات که البته هنوز وسعت واژه اش را نمیدانیم ولی احتمال میدهیم تا سطوح میانی و مدیران کل استانی نیز تسری یابد از افراد بازنشسته استفاده شود؟ پذیرفتنش منطقی نیست که در طول ۳۹سال بعد از گذشت انقلاب هنوز هم به همان نسل اول انقلاب دل خوش کرده ایم و هنوز هم آنان را وارثان بلاتغییر انقلاب و کشور میدانیم و قصدی برای منتقل نمودن تجربیات کشورداری برای نسل بعدی نداریم و حتی برای ادامه حضور بازنشستگان قانون تصویب میکنیم و از نمایندگان مجلس علی الخصوص نمایندگان لیست امید که خودشان با همت و حمایت و حضور همین جوانان پرشور و با انگیزه و آگاه توانستند به کرسی های بهارستان دست بیابند؛ بعید است که به این مصوبه رای مثبت داده باشند که اگر اینگونه باشد باعث تاسف است. نتایج از این دست مصوبات اشتباه و کارشناسی نشده در میان مدت و در وضعیت فعلی چه بسا در کوتاه مدت، باعث عدم بکارگیری و اشتغال جوانان و بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار طلاق و ایجاد فضای یاس و دلمردگی و سایر آسیبهای اجتماعی در حوزه جوانان که خواهد بود. بهتر است کمی جدی تر به مسائل نگاه کنیم و مسائلی که با تدبیر قابل حل هستند قبل از آنکه به بحران تبدیل بشوند ؛ فکر اساسی برایشان بشود. حرف تازه: انتشار یادداشت های دریافتی الزاما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و آشنایی مخاطبان با فضای روز جامعه منتشر می شود. منبع : گیل نگاه  

آخرین اخبار