رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 3 خبر


  • سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵
  • الثلاثاء ۱۸ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Tuesday 17 January

بهنیا ثابت رفتار: انتخابات اخیر ریاست جمهوری و همچنین انتخابات مجلس شورای اسلامی فصل جدیدی از حیات سیاسی اصلاح طلبان را رقم زد. انصراف عارف به نفع روحانی را به نوعی باید تولد دوباره اصلاح طلبان دانست. اتفاقی که از یکسو شاید نقطه پایانی بر تکثر کاندیداهای اصلاح طلب و در نتیجه شکستن آرای برآمده […]

بهنیا ثابت رفتار: انتخابات اخیر ریاست جمهوری و همچنین انتخابات مجلس شورای اسلامی فصل جدیدی از حیات سیاسی اصلاح طلبان را رقم زد.

انصراف عارف به نفع روحانی را به نوعی باید تولد دوباره اصلاح طلبان دانست. اتفاقی که از یکسو شاید نقطه پایانی بر تکثر کاندیداهای اصلاح طلب و در نتیجه شکستن آرای برآمده از سبدهای رای مشترک برای این طیف بود و از سوی دیگر پایانی بر هشت سال دور ماندن اصلاح طلبان شاخص از صحنه سیاست های کلان کشوری به شمار می رفت.

انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز تجربه موفق دیگری بود از این منظر که اصلاح طلبان با اجماع بر یک لیست حمایتی در شهرستان های مختلف به موفقیت ملموسی در به دست آوردن اکثریت صندلی های سبز مجلس شورای اسلامی دست یافتند. اکثریتی که در روزهای ابتدایی پس از انتخابات آنچنان قابل اتکا نبود اما رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی در روزهای اخیر نشان داد این اکثریت در عمل نیز وجود دارد.

البته در خصوص لیست های حمایتی خلا بسیاری از گزینه های دارای پیشینه اصلاح طلبی به چشم می خورد و در بسیاری از موارد گزینه های مورد حمایت این طیف، به هیچ وجه شناسنامه اصلاح طلبی هم نداشته اند.

موضوع حمایت از چهره های اصولگرا و یا اعتدالیون در لیست اصلاحات در ذات نه تنها ایرادی ندارد بلکه گام بلندی به سوی تعامل سازنده جناح های سیاسی است و نشان از عدم تمامیت خواهی این جناح دارد و در آرام نگهداشتن فضای عمومی هم بسیار موثر است و در اکثر شهرستان ها با توجه به شرایط روز و گزینه های موجود تصمیمات بسیار خوبی گرفته شده است اما در کنار مزایایی که در پی داشته است خالی از هشدار و آسیب هم نبوده است. یکی از مهم ترین هشدارهایی که در لیست های حمایتی به چشم می خورد و در استان گیلان هم ملموس بود نداشتن پشتوانه کافی برای آینده سیاسی اصلاح طلبان است.

اصلاح طلبان گیلان حتی در شهری مثل رشت که مرکز استان بود با کمبود شدید گزینه های اصلاح طلب مواجه بودند. تا جاییکه هر سه نفر مورد حمایت در این شهر پیشینه خاصی در این طیف نداشتند.

اما علت چه بود که به این محدودیت دچار شدیم؟ شاید پاسخ بسیاری از پیشکسوتان اصلاح طلب در گیلان عدم احراز صلاحیت تعدادی از اصلاح طلبان باشد اما آنچه در واقعیت منجر به این وضعیت شد بسیار ساده و مشخص بود.

اصلاح طلبان گیلان در طول هشت سال دولت احمدی نژاد نتوانستند آنطور که شایسته است به پرورش نیروهای جوان برای پشتوانه سازی این طیف رو بیاورند و پس از گذشت آن دوره هشت ساله یک اشتباه بزرگ دیگر را رقم زدند و در دوره ریاست جمهوری روحانی نیز در انتخابات مجلس، به گزینه هایی که احتمال تایید شدنشان در هر انتخاباتی به مراتب کمتر از عدم احراز صلاحیتشان است دل خوش کردند و با ادامه این شرایط طبیعتا در نهایت برای اینکه لیست بازنده ای ارائه نکنند به ناچار باید در روزهای آخر منتهی به هر انتخاباتی از افراد اصولگرا میانه رو تر و یا اعتدالیون و یا حتی چهره هایی که آنقدر ها هم سیاسی نیستند حمایت کنند.

شاید انتخابات شورای اسلامی شهر رشت فرصت خوبی باشد که از جوانان اصلاح طلب در یک میدان کوچک تر حمایت شود تا با ورود احتمالی این جوانان به پارلمان محلی گام موثری برای پرورش نیروهای انسانی مجرب در این طیف برداشته شود.

هرچند به شخصه معتقدم که مدیریت شهری نباید با سیاست های کلان کشوری گره بخورد و اگر شرایط به گونه دیگری بود با ارائه لیست جناح ها هم چندان موافق نبودم اما امروز با توجه به شرایط روز جریان اصلاح طلبی در گیلان، معتقدم نیاز به حمایت صریح و قاطع از تمامی جوانان فعال اصلاح طلبی که موفق به گرفتن تایید صلاحیت می شوند به شدت احساس می شود.

انتخابات شورای پنجم رشت شرایط خاص خود را دارد و متاثر از لیست جناح ها خواهد شد. تجربه هم نشان داده است جوان ها پتانسیل بالایی در تعیین سرنوشت انتخابات دارند. پس بهتر است جریان اصلاح طلبی یک بازنگری در عملکرد چندین ساله خود در گیلان داشته باشد و با رفتاری عارف گونه، این بار به نفع جوانان، شرایط حضورشان در عرصه مدیریت شهری را فراهم کند تا با این تدبیر، امید بیشتری به آینده جریان اصلاح طلبی در گیلان باقی بماند.

فراموش نکنیم که برخی از همین چهره های شاخص زمانی که در سنین کمتر از سی و چند سال بودند در سمت های کلیدی مشغول به فعالیت بودند و عملکرد قابل دفاعی هم داشتند. آن روز ها بزرگتر ها به آنها اعتماد کردند و حالا وقت آن رسیده است بار دیگر به نسل جوان اصلاحات گیلان، که متاسفانه امروزه چهره های فعال پرشماری هم ندارد، اعتماد شود. در سال ها و نسل های گذشته همواره جوانان نقش تاثیر گذاری را در سطح ملی ایفا کرده اند و حوادث بزرگی را رقم زده اند اما متاسفانه امروز شاهد یک دوره رکود در پرورش نیروی انسانی مثمر ثمر در عرصه سیاسی و مدیریتی شهر رشت و استان گیلان برای جایگزینی و پشتوانه سازی در جناح اصلاح طلبی هستیم.

شاید وقت استحاله نسلی اصلاحات گیلان فرا رسیده باشد و اگر چنین باشد همین تصمیم سرنوشت ساز معادلات سیاسی فراوانی را در آینده در این استان تغییر می دهد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

همه چیز درباره برندسازی رشت؛

قسمت اول: گفتگو با مهدی محمدی

حرف تازه : برندسازی شهری از جمله اقداماتی است که دکتر ثابت قدم به آن می نازد. به نظر می رسد که این پروژه بخشی از کار سترگ " بازآفرینی" باشد که البته ابتر باقی ماند و معلوم نشد سرنوشتش چه شد. در هر حال پس از برگزاری جلسات متمادی برندسازی رشت به نتیجه ای عجیب رسید که هیچگاه دلایل و چرایی اش معلوم نشد: " رشت، شهر جشنواره ها". در سلسله مصاحبه هایی بنا داریم به چگونگی این فرآیند بپردازیم. اولین گفتگو با مهدی محمدی است که در کارگروه برندسازی حصوری پررنگ داشت. سوال: جناب محمدی بفرمایید شما از کی وارد پروژه ی برندسازی رشت شدید؟ سلام و ممنون از شما برای این مصاحبه. تاریخ دقیق را در این لحظه به یاد ندارم ولی در اوایل زمستان سال گذشته به جلسات برندسازی شهر رشت دعوت شدم. سوال: این جلسات در شهرداری برگزار می شد یا مشاوری بیرونی اینکار را انجام می داد؟ خیر، جلسات در شهرداری برگزار میشد و متولی آن هم دفتر مطالعات شهرداری بود و البته جلسات بطور معمول باحضور خود آقای دکتر ثابت قدم برگزار می شد. سوال: افراد حاضر در این کارگروه چه کسانی بودند؟ منظور این است که از داخل شهرداری بودند؟ افراد حاضر دراین جلسات ترکیبی بودند از نیروهای شهرداری و فعالان و متخصصان حوزه های مختلف شهری، بطور آماری فکر میکنم که به لحاظ تعدادی، تعداد افراد بیرونی در جلسات، بیشتر از نیروهای شهرداری بود. سوال: برندسازی شهری چیست و چه اهدافی را دنبال می کند؟ ببینید، این یک بحث تخصصی و طولانی است که ممکن است از حوصله مخاطبان شما خارج باشد اما بطور خلاصه اگر در تجارت برند را نام، علامت، نشانه و یا همه اینها بصورت توامان بدانیم، ما برای یک شهر برند انتخاب نمی کنیم، بلکه برندسازی می کنیم و برندسازی یک شهر ترکیبی است از دانش، تدبیر و تجربه که می تواند با برتری دادن به نام شهر، باعث افزایش اعتبار و شهرت یک شهر نزد مخاطبان و جامعه هدف شده و می تواند بطور مستقیم به کسب شهرت، جذب سرمایه گذار، توسعه گردشگری، افزایش درآمد و بهبود زندگی شهروندان بیانجامد. سوال: هدف از برندسازی رشت چه بود؟ جذب سرمایه گذار یا جلب توریست؟ این دو بحث از هم منفک نیستند، شما برای جذب سرمایه گذار باید جذابیت اقتصادی داشته باشید و یکی از راههای ایجاد جذابیت اقتصادی جلب توریست و درامدهای حاصل از آن هست. سوال: این فرآیند چگونه طی شد؟ چقدر طول کشید؟ همانطور که عرض کردم، متولی این بحث دفتر مطالعات شهرداری بود و در مورد کل فرآیند دوستان بهتر میتوانند اعلام نظر کنند، اما آن بخشی که بنده در خدمت دوستان بودم از اینجا شروع شد که پرسشنامه ای برای بنده به عنوان عضوی از همان عنوانی که خود شما به آن اشاره کردید شورای برندسازی ارسال شد که شعارهایی را که براساس مطالعات و نظرات مخاطبین انتخاب شده بود، برای نظرسنجی و اولویت دهی. در انتهای فرم هم عنوان شده بود که اگر خودتان هم شعاری را مدنظر دارید بنویسید. از این ...

آخرین اخبار