در روزهای اخیر انتقادات زیادی از سوی برخی از رسانه ها به مدیریت روابط عمومی شهرداری رشت وارد شده است. به انگیزه های برخی رسانه های معترض که تقریبا برای همه مشخص است کاری نداریم ولی لازم است از فرصت پیش آمده برای بازگویی و بازخوانی برخی پرسش ها استفاده کنیم. به نظر پاسخ هفت […]

در روزهای اخیر انتقادات زیادی از سوی برخی از رسانه ها به مدیریت روابط عمومی شهرداری رشت وارد شده است. به انگیزه های برخی رسانه های معترض که تقریبا برای همه مشخص است کاری نداریم ولی لازم است از فرصت پیش آمده برای بازگویی و بازخوانی برخی پرسش ها استفاده کنیم.

به نظر پاسخ هفت سوال زیر می‌تواند تحلیل منطقی از هجمه های شخصی به مسئول روابط عمومی شهرداری ارائه کند:

۱٫ این روزها بسیاری از عملکرد شهرداری و میراث شوم به‌ جا مانده از قبل که باعث قفل‌شدن فعالیتها شده ناراضی هستند. در کجای دنیا برای انتقاد به عملکرد یک دستگاه به روابط عمومی اش انتقاد می‌کنند؟ باید درنگ کرد و اندیشید که آیا بخشی از این انتقادها یک مقدمه و تمرین برای کار رسانه‌ای بزرگتریست که از سوی دریافت‌کنندگان کمکهای مالی شهردار سابق یا برخی از کاندیداهای سابق شهرداری رشت در حال تدارک است؟

۲٫ آیا مدیران شهرداری مجری تصمیمات شهردار نیستند؟ پس چرا این وسط کسی به ثابت قدم انتقاد نمی‌کند؟ آیا نمی‌دانید کدام رسانه‌ها سینه‌چاک ثابت قدم بودند و تا لحظه آخر به دستور ایشان از شهرداری پول گرفتند؟ پس چرا کسی در این رابطه حرفی نمی‌زند؟ آیا حامیان ثابت‌قدم خودشان دست‌اندرکار این حملاتند؟

۳٫ کمی که دقت کنیم رد پای برخی آرزومندان جانشینی این صندلی به وضوح در انتقادات و خط خبری دیده می‌شود. آیا وقت آن نرسیده که مشخص شود روابط عمومی مناطق و سازمانها در میان کدام رسانه‌ها پول توزیع می‌کنند؟ منافع چه کسانی با این حملات تامین می شود و چه کسانی با طمع دسترسی به این جایگاه در آتش انتقادات می دمند؟

۴٫ مرجع مشخص کردن هزینه‌ها در شهرداری چه کسی است؟ مگر نهاد ناظر شهرداری شورا نیست؟ پس چرا شورا از شهرداری نمی‌خواهد هزینه‌کردها مشخص شود و برای عموم مردم اعلام گردد؟ چرا فضایی به وجود می آورند که گمان شود این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؟ گفته می شود بسیاری نمی گذارند لیست سایتها منتشر شود و مشخص شود که چقدر پول گرفته اند. و الا در این میان یکی از منتقدان به بازرسی یا امور مالی یا خود شهردار نامه می زد که لیست پرداخت رسانه‌ها را منتشر کنید تا مردم بدانند و سیه روی شود هر که در او غش باشد.

۵٫ جای خوشحالی است که در این میانه یک عضو محترم شورا موضع منطقی و درستی گرفته است. فردی که خودش مسئول و رییس کمیسیون بررسی کننده بودجه است برای اولین بار در تاریخ شهرداری رشت به وظیفه ذاتی این کمیسیون در بحث های اینچنینی واکنش نشان داده و خواستار شفافیت شده است. به  نظر باید از این اقدام هوشمندانه استقبال کرد و از شهرداری خواست میزان هزینه کرد تمام مناطق و سازمانها در ارتباط با رسانه ها مشخص کند. جا دارد همگی ضمن استقبال از روندی که آقای زاهد در پیش گرفته اند، بخواهیم هرگونه ارتباط مستقیم مناطق و سازمانها با رسانه ها قطع و همه بصورت متمرکز در یکجا ساماندهی شود تا قابل کنترل و متعاقبا مشمول بررسی و پاسخگویی باشد.
علی الحساب بیایید از بررسی نامه معروف دستور شهردار برای کمک مستقیم به ۱۷ رسانه شروع کنیم. آیا در این میانه حاشیه و هیاهو، اسامی سایتها و مبالغشان کاری هست که رییس کمیسیون برنامه شورا بتواند در حساب کشی منطقی از شهرداری بخواهد؟!

۶٫ آسانی ساخت سایت خبری بدون دریافت مجوز و راه اندازی کانال تلگرامی، بسیاری را اسما صاحب رسانه کرده است. برخی از این رسانه ها هفته ای یک خبر هم تولید نمی کنند و صرفا مشغول کپی کردن خبرها از اینجا و آنجا هستند. اما عقل سلیم می‌گوید کانال تلگرامی و سایتی که تمام انرژی خود را روی این مسائل سخیف گذاشته است و از این همه مشکلات شهر می‌گذرد یعنی به فکر مردم نیست. می‌خواهد عایدی مالی آینده خود را تضمین کند. به جا است شهردار و شورای شهر یکبار برای همیشه به حل این معضل همت گمارند.

۷٫ برخی منتقدین محترم تاکنون نتوانسته اند در انتقادات خود یک تفکیک منطقی بین عملکرد روابط عمومی، واحد شهر خلاق و هزینه های ارتباط با رسانه‌ها برقرار کنند. سه موضوع را مخلوط می کنند و همه چیز را با هم می‌گویند و تصمیم ساز و تصمیم گیر و مجری را با یک چوب می رانند. گویی صرفا گوشه ای ایستاده و در حال متلک پرانی هستند. در این حالت مشخص است که انتقاد به بازی کودکانه و دعوای سرگذر تبدیل خواهد شد. اما آیا شهردار و شورا بازیچه این چند بازیگردان قضایای اخیر خواهند شد و عرصه را به آنها واگذار خواهند کرد؟

تامل و تعمق در این سوال ها از سوی شهروندان و پاسخگویی و چاره اندیشی از سوی مدیران، این فضای مغشوش را کنترل و مدیریت خواهد کرد.

جارستان