حرف تازه – پیاده راه رشت از زمانی که بحث احداث آن مطرح شد تا امروز که مدتها از افتتاح آن می گذرد همواره مورد انتقاد اقشار مختلف مردم بوده است. پیاده راه رشت که در کنار خود نام “فرهنگی” را هم یدک می کشد در کنار پروژه ای به نام خط ویژه که اوایل […]

حرف تازه – پیاده راه رشت از زمانی که بحث احداث آن مطرح شد تا امروز که مدتها از افتتاح آن می گذرد همواره مورد انتقاد اقشار مختلف مردم بوده است.

پیاده راه رشت که در کنار خود نام “فرهنگی” را هم یدک می کشد در کنار پروژه ای به نام خط ویژه که اوایل با نام “بی آر تی” معرفی می شد مشکلات فراوانی را برای شهروندان رقم زده است.

شاید نه پیاده راه به ذات اتفاق بدی باشد نه بی آر تی و حتی هرکدامشان مزایایی هم داشته باشند اما مساله این است که در رشت هیچ کدام از این دو، اهداف تعریف شده اولیه را محقق نکردند و پس از پایان کار احداث، پدیده ای متفاوت از وعده اولیه رونمایی شد و همین امر موجب انتقادات فراوان مردم و کسبه شد. 

پیاده راه فرهنگی رشت با میله های بی روح با نور ضعیف، با درختان تک به تک و دور از هم و کمبود فضای سبز، با کفپوش هایی که در همین عمر کوتاه پیاده راه لق می زنند و چندان هم چشم نواز نیستند به جای آسایش در آفتاب و باران، برای شهروندان بسیاری به عذاب تبدیل شده است. فاز دوم پیاده راه رشت شباهت چندانی با پیاده راه علم الهدی ندارد و نتوانسته است علی رغم هزینه های سنگین انتظارات را براورده کند.

قطعا سطح پایین رفاه عابرین پیاده در پیاده راه رشت از جمله دلایل مهمی بوده است که رغبت حضور مردم در مرکز شهر را کمک کرده است و در نتیجه مغازه ها و بازار مرکزی شهر، قلب اقتصادی شهر، به رکود کشیده شده شده است و ریشه های آن را باید در مسائلی مثل مسائل ترافیکی، دسترسی، پارکینگ و رفاه جستجو کرد.

ضمنا امروز مشکلات ناشی از پیاده راه رشت تنها مشکل کسبه نیست و نباید یک مطالبه عمومی را به یک مطالبه صنفی تنزل داد. راه اندازی پیاده راه و خط ویژه و عدم بازگشایی معابر مجاور پیاده راه، ترافیک رشت را به گره ای کور تبدیل کرده که هرروزه ساعت های زیادی از عمر شهروندان را تلف می کند و آسایش و آرامش روانی شهروندان که جزیی تفکیک ناپذیر از شکوفایی شهرهااست، به جای ارتقا در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. مگر می توان ساکن شهر بود و ناراحتی و عصبانیت طیف وسیعی از مردم این شهر از وضعیت ترافیکی را ندید؟ 

اوضاع بازار هم جدا از اوضاع زندگی مردم نیست. مگر می توان نسبت به رکود اقتصادی بیش از ۵ هزار نفر از کسبه در مرکز شهر که قلب اقتصادی این شهر هستند بی تفاوت بود؟ رکود بازار، عدم چرخش پول در جامعه و رکود اقتصاد کل شهر را در پی دارد و رکود اقتصادی شهر برابر با توقف یا عقب گرد در مسیر توسعه است. زمانی که اقتصاد بازار در مرکز شهر به اختلال مواجه شود اثرات آن بر تمامی اقشار و صنوف ملموس خواهد بود و افزایش بیکاری و سرخوردگی اجتماعی کمترین تبعات آن است.

اما نکته دیگر در خصوص نماینده اصناف در شورای شهر یعنی جلال الدین محمد شکریه… ماهیت هر انتخاباتی پیروز شدن نمایندگان اقشار مختلف است. گاه این نمایندگی اصولگرایی و اصلاح طلبی است؛ گاه سرمایه داری و کارگری… طبیعتا طبقه حامی یک منتخب نیز انتظار دارد در پی پیروزی آن فرد مطالبات آن طبقه به طور ویژه رسیدگی شود و آن شخص منتخب به صدای رسای آن طبقه تبدیل شود. مشابه همین اتفاق ممکن است برای نمایندگان سایر اقشار از جمله پاکبانان، پزشکان و … نیز رخ دهد.

اوضاع بازار رشت هم شبیه انبار باروت است و خطر آتش سوزی سیم کشی های قدیمی و پوسیده هر لحظه بازار رشت را تهدید می کند و پیگیری آن موضوع هم ضرورت دارد. اما ضرورت رسیدگی به اوضاع بازار نافی ضرورت بازبینی پیاده راه و خط ویژه نیست. پیاده راه می تواند مسبب اتفاقات فرهنگی و اجتماعی بسیار مطلوبی در رشت شود مشروط بر آنکه ابتدا از جذابیت بالاتری برای شهروندان برخوردار شود و رفاه عابرین پیاده در آن در نظر گرفته شود و مردم شهر را محکوم به عبور از کوچه پس کوچه ها و یا تحمل ترافیک سنگین نکند. 

امروز رشت نه از لحاظ تعداد اتوبوس و شرایط ناوگان حمل و نقل عمومی اوضاع مساعدی دارد و نه از لحاظ مالی با ۷۳۰ میلیارد بدهی و تعهد در شرایطی قرار دارد که بتوان انتظار داشت در کوتاه مدت مسیرهای جدیدی در رشت بازگشایی شود و مشکلات یکی پس از دیگری از بین برود. هرچند این بازبینی ها نیز هزینه هایی را به مدیریت شهری تحمیل می کند اما بازبینی پیاده راه و خط ویژه اتوبوس را باید از جمله کم هزینه ترین راهکار ها برشمرد و مطالبه ای عمومی دانست که با زندگی روزمره مردم سروکار دارد…