رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲۸ ربيع ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 16 January
صادق زیباکلام:

من صداوسیما را متهم می‌کنم

حرف تازه – نا آرامی‌ها و اغتشاشات اخیر تحلیل‌های فراوانی از سوی ناظران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در پی داشته است. برخی از این تحلیل‌ها به عملکرد رسانه‌های رسمی کشور و نقش آن‌ها در این ناآرامی‌ها می‌پردازند. برخی ناظران معتقدند که یکی از ریشه‌های شکل گیری اینگونه ناآرامی‌ها و اعتراض‌های کور، نبود رسانه‌های […]

حرف تازه – نا آرامی‌ها و اغتشاشات اخیر تحلیل‌های فراوانی از سوی ناظران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در پی داشته است. برخی از این تحلیل‌ها به عملکرد رسانه‌های رسمی کشور و نقش آن‌ها در این ناآرامی‌ها می‌پردازند. برخی ناظران معتقدند که یکی از ریشه‌های شکل گیری اینگونه ناآرامی‌ها و اعتراض‌های کور، نبود رسانه‌های مستقل داخلی و بی اعتمادی مردم به رسانه‌های رسمی است. در این شرایط است که مردم برای کسب اخبار به شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون‌های فارسی زبان خارج از کشور رجوع می‌کنند. رسانه‌هایی که هر کدام به نوعی دنبال گرفتن ماهی خود از آب گل آلودند.
من صداوسیما را متهم می‌کنم
در این بین عملکرد صداوسیما بیش از هر رسانه دیگری زیر ذره بین قرار دارد. عملکردی که نشان می‌دهد این نهاد عریض و طویل از تجربیات گذشته هیچ درسی نبرده و باز هم همچون اتفاقات سال ۸۸ به جای اطلاع رسانی و کنترل تنش بیشتر به تحریک معترضان پرداخت.

بسیاری از ناظران معتقدند که اگر صداوسیما و دیگر رسانه‌های داخلی ایران با نگاهی واقع بینانه به پوشش اخبار اعتراضات می‌پرداختند، سوء استفاده‌های صورت گرفته رسانه‌های معاند و خارج از ایران خریداری پیدا نمی‌کرد.

صادق زیباکلام تحلیلگر مسائل سیاسی و استاد دانشگاه تهران درباره عملکرد رسانه‌های رسمی و به طور مشخص صداوسیما در اعتراضات و اغتشاشات خیابانی به فرارو گفت: «شاید این حرف خیلی ثقیل و ناهنجار به نظر برسد، اما من در این ناآرامی‌ها انگشت اتهام را نه به سوی “آمد نیوز” می‌گیرم، نه به سوی شبکه‌های فارسی زبان “بی بی سی”، ” من و تو” و “صدای آمریکا”. بلکه صداو سیما را متهم می‌کنم.»

او افزود: «صداو سیما است که در نتیجه راه و رویه نادرستی که مدت‌ها انتخاب کرده ایرانیان را وادار می‌کند برای دستیابی به اخبار به تلگرام و شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور بروند. این نقشی که رسانه‌های مجازی در ایران دارند در کدام کشور توسعه یافته دارند؟ آیا در هند و ژاپن هم اینگونه است؟»

این استاد دانشگاه با بیان این که “شبکه‌های مجازی کجا گل می‌کنند و خریدار دارند؟ ” اظهار کرد: «در کشور‌های عربی نقش بارزی داشتند زمانی که جنبش‌های بهار عربی شکل گرفت، در جمهوری اسلامی وقتی که اعتراضی صورت می‌گیرد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. یعنی شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون‌های خارج از ایران وقتی گل می‌کنند که رسانه‌های رسمی و داخلی تعطیل هستند.»

زیباکلام گفت: «واقعیت این است که صداوسیمای ما مدت هاست که تعطیل شده است، حتی کسانی که معتقد دو آتشه جمهوری اسلامی ایران هستند، پنهانی اخبار را از همین رسانه‌ها پیگیری می‌کنند نه از صداوسیما و رسانه‌های رسمی، این فاجعه است. این فاجعه است که حزب اللهی‌ها و معتقدان به هواداران سفت و سخت جمهوری اسلامی وقتی می‌خواهند بدانند چه شده است و چه خبر است به صداوسیما اعتماد نمی‌کنند.»

او افزود: «بنابراین من هم اگر جای دشمنان این نظام بودم و می‌خواستم جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود از عملکرد صداوسیما خیلی خوشحال می‌شدم و به این عملکرد نمره ۲۰ می‌دادم. چرا که این عملکرد ایرانیان را به سمت رسانه‌های وابسته به آن‌ها هول می‌دهد.»

زیباکلام تاکید کرد: «ای کاش مسئولین ما از این دست از اعتراضات درس بگیرند. این وضعیت فاجعه بار است، که رسانه‌های رسمی اعتباری از نظر خبررسانی در بین مردم ندارند. من حاضر نیستم “من و تو” و “بی بی سی فارسی” را محکوم کنم، چرا که اگر صداوسیما به گونه‌ای عمل می‌کرد که لااقل ۲۰ درصد از مردم به اطلاع رسانی اش اعتماد داشتند، فضا را برای آمد نیوز و تلگرام و .. تنگ می‌کرد.»

این استاد دانشگاه گفت: «فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی این پیام را می‌دهد که، چون ما از پس شما بر نمی‌آییم و حریفتان نمی‌شویم، پس نمی‌گذاریم با مردم ایران ارتباط برقرا کنید. به جای این چرا ما رسانه‌ای نداشته باشیم که درصدی از مردم به آن باور داشته باشند. شما وقتی به فضای مجازی رجوع می‌کنید می‌بینید که بسیاری از حزب اللهی‌ها در این فضا فعالیت می‌کنند و آنجا را برای اطلاع رسانی و صحبت کردن مناسب دیده اند؛ بنابراین ما در حقیقت چوب عملکرد صداوسیما در این سال‌ها را می‌خوریم.»

این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تلاش صداوسیما برای ایجاد شکاف میان دولت-مردم پس از روی کار آمدن حسن روحانی و تلاش برای القای این مطلب که مردم با حاکمیت مشکل ندارند بلکه با دولت روحانی مشکل دارند، ادامه داد: «متاسفانه صداوسیما در یک جریان جناحی و سیاسی کوته بینانه می‌خواهد کاری کند که مردم به این باور برسند، که اگر بیکاری هست، مقصر روحانی است؛ اگر فساد هست، مقصر روحانی است؛ اگرزلزله هست، مقصر روحانی است، اگر تخم مرغ گران شد، مقصر روحانی است؛ اگر هوا آلوده است و دریاچه ارومیه خشک می‌شود، مقصر روحانی است و….»

او افزود: «از سوی دیگر صداوسیما به گونه‌ای رفتار می‌کند که مسئولان کشور به جز قوه مجریه از وضعیت کنونی ناراحتند، ولی دست و بالشان بسته است چراکه تمام اختیارات دست دولت است. این موضوع را یک بچه کلاس اول دبستان هم باور نمی‌کند، ما نمی‌توانیم باور کنیم که همه سیاست‌های کشور توسط دولت تنظیم می‌شود، مثلا مردم می‌دانند سیاست خارجی صرف نظر از اینکه چقدر درست است خیلی ارتباطی با دولت ندارد. آنوقت صداوسیما اصرار دارد که مردم باور کنندهمه امور مملکت دست دولت است در نتیجه همه کاستی‌ها را زیر سر دولت بدانند، خب اینگونه نیست و مردم هم می‌دانند اینگونه نیست.»

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تاکید کرد: «صداوسیما زور می‌گوید. می‌خواهد به زور به مردم بقبولاند که همه مشکلات ناشی از دولت روحانی است، هیچ کس باور نمی‌کند و این موضوع در رفتار‌های تظاهرات کنندگان در ناآرامی‌های اخیر می‌بینید. ناراضیان یک مثقال به جهت گیری صداوسیما توجه نداشتند.»

زیباکلام درباره اینکه چه باید کرد که صداو سیما برای مردم باور پذیر باشد گفت: «راه درست، پذیرش صورت مسئله است. مواجه شدن با واقعیت‌ها و رجوع به تاریخ است. سر آنتونی پارسونز سفیر انگلستان در دوران انقلاب در خاطراتش می‌نویسد من از دست شاه خسته شده بودم، چون هربار با او روبه رو می‌شدم از تغییر نظر انگلستان درباره حکومتش گلایه می‌کرد. سفیر انگلستان می‌گوید من از او میپرسیدم چرا فکر می‌کنی نظر لندن در مورد شما تغییر کرده است؟ شاه می‌گفت: بی بی سی را ببینید که چه کار می‌کند، همه مردم ایران شب‌ها بی بی سی می‌شنوند.»

او تاکید کرد: «هنوز که هنوز است این مسئله سامان پیدا نکرده است. بی بی سی تظاهرات را به وجود نمی‌آورد، این شبکه نمی‌تواند راهپیمایی اعتراضی در قهدریجان و فلاورجان و ایذه و.. ایجاد کند. اما بی بی سی این اتفاقات را منعکس کرد و طبعا بهره برداری سیاسی خودش را با انعکاس این اخبار می‌برد. اما این بی بی سی نیست که این تظاهرات‌ها را به راه انداخت.»

به گفته این استاد دانشگاه “متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم درک کنیم که شبکه‌های فارسی زبان تظاهرات‌ها و نا آرامی‌ها را به راه نمی‌اندازند، بلکه آن‌ها از آب گل آلود می‌گیرند. به همین خاطر مسئولان به جای اینکه بنشینند ببینند چرا این همه نارضایتی و سرخوردگی در مردم وجود دارد، تقصیر را به گردن این شبکه‌ها می‌اندازند. “

فرارو

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

روزگار سیاست بدون آیت الله

حرف تازه - در یک سال اخیر شاید شیخ حسن روحانی که در سال‌های اخیر پیوند سیاسی اش با آیت‌الله هاشمی رنگ و بویی متفاوت تر به خود گرفته بود، بیش از همه بار نبودن آیت الله را بر دوش خود احساس کرد. لیلا شریف نوشت: یکسال از رفتن «آیت الله سیاست» گذشت، یک سالی پرتلاطمی که در گوشه و کنار سیاست آن از انتخابات تا همین اعتراضات اخیر، سیاست پیشگان چپ و راست گاه و بیگاه از جای خالی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی سخنی به میان آورد. در این میان شاید شیخ حسن روحانی که در سال‌های اخیر پیوند سیاسی اش با آیت‌الله رنگ و بویی متفاوت تر به خود گرفته بود، بیش از همه بار نبودن آیت الله هاشمی را بر دوش خود احساس کرد، چه آنکه پایه های حضور روحانی در پاستور مدیون مدد رسانی هاشمی رفسنجانی بود و هم او بود که در ۴ سال سخت دوره اول ریاست جمهوری همیشه پشت دولت روحانی ایستاد.  آیت الله در همان روزهای منتهی به انتخابات ۹۲ زمانی که پای حمایت از حسن روحانی به میان آمد، با صراحت گفته بود:« از همان ابتدا در مجمع تشخیص بحثمان این بود که آقای ناطق نوری نامزد شوند اما ایشان گفت نمی آیم. سپس به آقای روحانی پیشنهاد دادیم که نامزد شود.» شاید حسن روحانی در همان ۴ سال سکانداری دولت یازدهم، زمانی که در کارهایش به بن بست می رسید، بهترین مرجع برای مشکل را در هم کلامی با آیت الله هاشمی می دید، اما پس از فوت مرد اعتدالی سال‌های اخیر سیاست ایران، روحانی به خوبی درک کرد که دیگر چنین ملجاء و مأمنی برای او در عبور از بحران‌ها وجود ندارد و باید تنها مسیر ریاست بر پاستور را طی کند. ای کاش ها در نبود هاشمی «در روایت اسلامی داریم که وقتی عالم مومنی از دنیا می رود رخنه و روزنه ای به وجود می آید که چیزی نمی تواند جای آن را پر کند. جامعه این را در یک سال گذشته کاملا فهمید و خلاء حضور او احساس می شود.»، این گفته سیدرضا اکرمی رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری و عضو جامعه روحانیت، روایتی است از «ای کاش‌هایی» در نبود آیت الله. شاید بیراه نباشد که برای درک بهتر این خلاء بر اتفاقاتی که در بازه زمانی یک سال گذشته و در نبود آیت ‌الله  کشور را درگیر خود کرد، مروری داشته باشیم. کارزار انتخاباتی روحانی در نبود آیت الله آخرین روز اردیبهشت ماه روزی بود که روحانی آن را در تقویم سیاسی خود به عنوان دومین برد انتخاباتیش علامت زد. بردی که اگر از انتخابات سال ۹۲ سخت تر نباشد، آسانتر هم نبود.  شیخ دیپلمات که در خرداد ۹۲ با حمایت تمام قد آیت الله هاشمی وارد گود رقابت شده بود، چند ماه مانده به انتخابات ۹۶ مهم ترین حامی خود را از دست داد.  در این هنگام بود که تکرار سخنانی که آیت الله جسته و گریخته در ماه های قبل فوتشان در رابطه با گزینه انتخاباتی سال ۹۶ زده بودند، ...

آخرین اخبار