رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶
  • الإثنين ۲ صفر ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 23 October

حرف تازه – غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی طی مصاحبه ای لاریجانی را یکی از بهترین گزینه ها برای ریاست جمهوری دانست. به گزارش حرف تازه به نقل از مثلث، غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی می‌گوید: «اگر آقای لاریجانی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ خوب تعریف شود قطعا خیلی بهتر از آقای روحانی خواهد بود و خیلی از افرادی […]

حرف تازه – غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی طی مصاحبه ای لاریجانی را یکی از بهترین گزینه ها برای ریاست جمهوری دانست.

به گزارش حرف تازه به نقل از مثلث، غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی می‌گوید: «اگر آقای لاریجانی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ خوب تعریف شود قطعا خیلی بهتر از آقای روحانی خواهد بود و خیلی از افرادی که اطراف آقای روحانی هستند بعدا لاریجانی را به آقای جهانگیری ‌ترجیح خواهند داد.»

اخیرا اصلاح‌طلبانی همچون محمدرضا خاتمی، عطریانفر و شکوری‌راد اظهار تمایل کردند که با آقای لاریجانی همکاری کنند و از صحبت‌های آنها این طور تحلیل می‌شود که برخی اصلاح‌طلبان علاقه‌مند هستند لاریجانی برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ وارد صحنه رقابت شود، به نظر شما چقدر این اظهار تمایل‌ها از جانب اصلاح‌طلبان برای همکاری با آقای لاریجانی واقعی است؟

من نمی‌دانم چقدر ظاهری و چقدر باطنی است ولی شناختی که از لاریجانی دارم، او یکی از ذخایر بزرگ انقلاب و نظام است. لاریجانی نسبت به دلسوزان نظام اعم از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان، یک نوع نگاه منصفانه دارد که ما این نوع نگاه منصفانه را در کمتر کسی می‌بینیم. با همه این اوصاف من فکر می‌کنم آقای لاریجانی یکی از بهترین گزینه‌ها برای ریاست‌جمهوری است. البته کم‌لطفی آقای احمدی‌نژاد در مجلس نهم باعث شد، آقای لاریجانی از فضای انتخابات ریاست‌جمهوری فاصله بگیرد ولی قطعا یکی از گزینه‌های شایسته برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود. ارتباطش با رهبر معظم انقلاب، تعاملش با نمایندگان مجلس و دولت از جمله ویژگی‌هایی است که حکایت از آن می‌کند که او یکی از بهترین گزینه‌ها برای قرار گرفتن در جایگاه ریاست‌جمهوری است.

حزب کارگزاران مثل آقایان عطریانفر و قوچانی صحبت از رفتن به سمت راست میانه می‌کنند، یعنی خاستگاه سیاسی آقای روحانی و لاریجانی، چرا؟

یکی از ضعف‌های بزرگ اصلاح‌طلبان عدم قدرت چانه‌زنی با رده‌های بالای کشور است. این مشکل را کسی مثل آقای لاریجانی می‌تواند حل کند. اگر چنین رویکردی اصلاح‌طلبان پیش گرفتند، به نظرم درست آسیب‌شناسی کردند و ضعف‌شان را خوب تشخیص دادند و الان دارند اقدام می‌کنند.در انتخابات ریاست‌جمهوری شاهد بودیم آقای جهانگیری به میدان آمد و در نگاه مردم خوب توانست از پس مناظرات برآید.کسی منکر توانایی‌های آقای جهانگیری نمی‌شود اما خود آقای جهانگیری هم می‌داند آقای لاریجانی بهتر از او و با اشرافیت بیشتر می‌تواند عمل کند. در هر صورت هر دو سرمایه‌های خوب نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.

وقتی صلاحیت آقای عارف از طرف شورای نگهبان برای ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری تایید شد، چرا اصلاح‌طلبان با کاندیدای اختصاصی وارد میدان ۱۴۰۰ نشوند؟

قابل قیاس نیست. آقای عارف فعلا در آن سطح نیست چون این را در مجلس نشان داد.

آقای لاریجانی سال ۱۳۸۴ نیز در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری وارد شد و یک میلیون و ۴۰۰ هزار رای آورد، به نظر شما محبوبیت او نسبت به آن دوره افزایش پیدا کرده است یا کاهش؟

لاریجانی، لاریجانی سابق نیست. او امروز یک شخصیت سیاسی پخته، کارکشته و توانمند در حل مشکلات کشور است، پس گذشته برای امروز سند نمی‌شود. همان‌طور که روحانی، روحانی سابق و جهانگیری دیگر همان جهانگیری وزیر دولت اصلاحات نیست. یعنی نمی‌توان گفت یک نفر با گذشت ۱۵-۱۰سال هیچ تغییری نکرده است.

اصلاح‌طلبان سال ۹۲ گفتند هدف‌مان اجرا یا پیشبرد گفتمان اصلاح‌طلبی در حوزه قدرت است و مصداقش فرق نمی‌کند که اصلاح‌طلب باشد یا یک فرد غیر‌اصلاح‌طلب. سال ۹۶ هم به همین منوال طی شد و اصلاح‌طلبان به نفع آقای روحانی نیروها و ظرفیت‌های خود را وارد صحنه کردند، آیا این رویکرد در سال ۱۴۰۰ نیز ادامه خواهد داشت، یعنی پشت سر فردی از راست میانه مثل علی لاریجانی بروند با این نگاه که او بهتر می‌تواند گفتمان اصلاح‌طلبی را جلو ببرد؟

تا زمانی که اصلاحات به هر دلیل نمی‌تواند جای خودش را در کشور باز کند، نیروهای این جریان مجبورند پشت سر یک نفر با پرچم دیگری قرار گیرند. آن فرد در سال ۹۲ و ۹۶ روحانی بود و سال ۱۴۰۰ نیز اصلاح‌طلبان به سمت امثال آقای لاریجانی می‌روند.

به نظر شما اگر آقای لاریجانی رئیس‌جمهور شود بهتر از آقای روحانی می‌تواند فضای اصولگرایی و اصلاح‌طلبی را مدیریت کند؟

قطعا این طور است چون من آقای لاریجانی را می‌شناسم و به او اعتقاد دارم. البته هنوز آقای لاریجانی در این عرصه نیامده و این حرف‌ها حدس و گمان است.

این قابلیت را برآمده از نوع مدیریتش در مجلس می‌دانید؟

کسی که می‌تواند ۲۹۰ نماینده مجلس با افکار مختلف را مدیریت کند، قطعا کسی است که بسیار بسیار می‌تواند از این مسائل مفیدتر باشد. فقط کشورداری آقای لاریجانی را ببینیم، نظراتی که می‌دهد، مدیریتی که روی کارها انجام می‌دهد و… آقای روحانی برجام را به نام خودش تمام کرد اما برجام را مدیون آقای لاریجانی است.

برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند این زرنگی آقای روحانی بود که آمد میان دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب ایستاد و توانست از هر دو پایگاه اجتماعی آرایی را به سمت خودش متمایل کند.

خیر، هر دو جریان مجبور شدند که آقای روحانی را بالا بیاورند.

فکر می‌کنید آقای لاریجانی بتواند این جایگاه را کسب کند؟

بله. اگر آقای لاریجانی خوب تعریف شود قطعا خیلی بهتر از آقای روحانی خواهد بود و خیلی از افرادی که اطراف آقای روحانی هستند بعدا لاریجانی را به آقای جهانگیری ‌ترجیح خواهند داد.

کدام طیف از اصلاح‌طلبان چنین ‌ترجیحی خواهند داشت؟ کارگزاران یا حزب اتحاد ملت که شکل‌گرفته از نیروهای دو حزب منحل شده جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین است؟

الان نمی‌توانم بگویم همه اصلاح‌طلبان، ولی فکر کنم به‌طور مشخص کارگزارانی‌ها با اولویت بیشتر چنین رویکردی دارند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی از کامبیز نویدی:

من هنوز خواب می بینم که دوره ، دوره وفا است

کامبیز نویدی - عمر شورای نیمه بومی چهارم به پایان رسید و شورای کاملا بومی پنجم بر مسند نشست. آرزوهای بسیارانی محقق شد: از گروه موسوم به ائتلاف رشتی ها برای حذف شدن آنها که غیر رشتی می نامیدندشان تا آرزوی ده ساله ی عده ای برای جلوس بر صندلی شورا. در این میان طبیعتاً اولین وظیفه ی شورا تعیین شهردار برای شهری بود که اتفاقاً در آخرین روزهای کاری شورای چهارم شهردارش را نیز از دست داده بود و با سرپرست اداره می شد. گزینه های بسیاری مطرح شدند تا نهایتا همای سعادت در کش و قوسی طولانی برشانه ی مردی از قزوین بنشیند. آنهم با یازده رای موافق و انصراف عجیب مدعیان در روز رای گیری. اما هرچه که بود تمام شد و امروز دکتر مسعود نصرتی با پشت سر گذاشتن دو” مسعود” دیگر با رای شورا و حکم وزیر کشور بر صندلی شهرداری می نشیند. امروز آغاز روزی نو برای مدیریت شهری رشت است و چه خوب که آغازی بر ثبات مدیریت شهری در این بزرگترین شهر حاشیه دریای کاسپین باشد که شهردارش از شهری می آید که نامش “معرب” نام همین دریا است. اما نصرتی میانسال برای اداره ی رشت با چالش های فراوانی روبرو است. سازمانی خسته و دلمرده از ناملایمات و معوقات و بدهی و شهروندانی دلچرکین از معاملات و بی توجهی ها و کاستی ها. برای رهایی از وضعیت موجود دانش آکادمیک و تجربه ی بیست و هفت ساله ی نصرتی بزرگترین یاریگرش خواهد بود و شاید لازم نباشد در اینجا اندک مطالعات خود را برای رهایی از وضع موجود به عنوان راه حل های پیشنهادی مطرح کنم. اما بی شک عدم تجربه ی زیست در رشت و عدم شناخت کافی از وضعیت شهرداری رشت می تواند در ماه های اول پاشنه آشیل مدیریت جدید شهری رشت محسوب شود. پس بی مناسبت نیست برای کمک به شهردار جدید هم که شده، مسائل و مصایب را با هم مرور کنیم: مشکلات سازمانی شهرداری رشت و سازمان ها و مناطق و نواحی تابعه اش از چند مشکل اساسی رنج می برند. فربه و فشل بودن سازمان و انباشت نیروهای قراردادی و پیمانی و شرکتی در آن که بخش عمده ای از آن بدلیل دخالت های شورانشینان ادوار چهارگانه ی گذشته برای جذب نیروهای انتخاباتی شان و یا اقوام و دوستانشان در این نهاد بوده است، که اتفاقا به سبب وجود همان قرابتها نسبت به مستخدمین قبلی پرتوقع تر و کم بازده تر هم هستند. از دیگرسو، صعودهای نردبانی و راه های پیموده شده ی یک شبه – حاصل از ماجراجویی مدیریتی شهردار سابق یا آویخته شدن به دوستان شورانشین و توصیه های آنان و معاملات دم استیضاح – دو آفت برای سازمان شهرداری بوجود آورده است: عده ای را متوقع و جسور و عده ی بیشتری را که نه یاری در شورا داشته و دارند و نه توان دلبری از شهردار سابق داشتند را دلزده و “واداده” و بی انگیزه کرده است و وضعیتی بوجود آورده ...

آخرین اخبار