محمد رسول محمدپور – اولین باری که او را دیدم با جامه پاکبانی روی دستان نحیف هم لباسان خود در میان زمین و آسمان بود. چشمهایشان بیش و پیش از آواهای بریده بریده و غرق در لهجه های عمیق با آدمی سخن میگفت و هر چین و چروک صورتشان خبر از سنگینی و سختی روزگارانی […]

محمد رسول محمدپور – اولین باری که او را دیدم با جامه پاکبانی روی دستان نحیف هم لباسان خود در میان زمین و آسمان بود.
چشمهایشان بیش و پیش از آواهای بریده بریده و غرق در لهجه های عمیق با آدمی سخن میگفت و هر چین و چروک صورتشان خبر از سنگینی و سختی روزگارانی که گذشت میداد…
فارغ از تحلیل های موجود در مورد چرایی کسب آرا قابل توجه محمد حسن علیپور به عنوان یک پاکبان در انتخاباتی نه چندان پاک و آلوده به مؤلفه های مختلف برای پیروزی، حضور وی در شورای پنجم به عنوان یک پدیده قابل توجه و عملکرد او قابل بررسی دقیق تر است.
عده ای این حضور را به نوعی دهن کجی شهروندان به عملکرد ناملموس نخبگان منتخب ادوار شورا و برخی نتیجه دلسوزی شهروندان برای یک پاکبان میدانند، طیفی حضور وی را نتیجه اعمال نظر دستگاههای مرتبط با قدرت حاضر در پشت پرده وادی سیاست و دیگرانی اتفاقی از روی اقبال و بدون برنامه ریزی قبلی…
لیکن در این میان کسی به اراده و تاثیر دستهایی نحیف که مهد حضور این پدیده بود اشاره نمیکند گویی هنوز هم به اعجاز آنها اعتقادی نیست!!!
دستهایی که با یک بررسی کوتاه میتوان به نقش آنها در تغییرات و اتفاقات بزرگ در تاریخ این کشور از بروز انقلاب تا پایداری در ۸ سال جنگی نابرابر پی برد.
باید توجه داشت امروز علیپور نماینده ای مختص به طیفی است که انباشت مطالبات آنها در گذر دهه ها بوی کهنگی و رنگ ناامیدی گرفته است.
نیازهای قشری خدوم که رفع آنها نه تنها وظیفه مسئولین بلکه تکلیفی فراموش شده بر دوش تک تک شهروندان این شهر بود و بی توجه از کنار آن رد شدیم غافل از اینکه این نگاه غیر مسئولانه با ساختار یک جامعه مدنی و اصول زندگی شهروندی در منافات است.
از روز اول حضور وی در شورای پنجم بسیاری نقد بر عدم تناسب این عضو برخاسته از جامعه کارگری نسبت با سایر اعضای شورای شهر و اخلال در ضرب آهنگ هماهنگ عملکرد این شورا به علت حضور او داشتند و شاید عدم آشنایی او از ساختارهای سیاسی و مدیریتی و نوع ادبیات بکار گرفته از جانب وی در برخی موارد و در روزهای ابتدایی مزیدی بر علت شدت این نقود میشد ولی امروز شرایط با روزهای اول متفاوت است.
پاکبان داستان ما رفته رفته به خوبی درک کرد که به کدام دلیل رخت نارنجی شریف خود را با جامه تمیز و اتو کشیده مدیران عوض کرده است و در این وادی برای رسیدن به حقوق هم صنف های خود هر از گاهی صدای بلند و جملات تند کارگشا خواهد بود.
امروز به خوبی آموخته که ابتدا باید پرده ضخیمی که مقابل دیدگان بسیاری کشیده شده دریده شود تا چشمان حضرات با نور حقیقت کف جامعه آشنا گردد و گامی در راستای این حجم از اختلاف طبقاتی بردارند.
او از همیشه در راستای مطالبات کارگری جدی تر است و با این روال از این پس در هر دوره از انتخابات باید منتظر قالب جدیدی در حوزه مدیریت شهری از جنس کف اجتماع و از اقشار آسیب پذیر باشیم.
مدیرانی برخاسته از درد و تهی از پرستیژهای آبکی آقای دکتر و جناب مهندس(البته با احترام به تمامی فرهیختگان تحصیل کرده ای که زندگی خود را وقف خدمت به شهروندان کرده اند)گذشته،افرادی که جز جامه کار وکارگری و یک دست لباس نو در عید نوروز،مخارج موجود کمتر مجال تنوع طلبی را به آنها وخانواده هایشان میدهد ولی همواره زیر سنگ آسیاب توسعه این شهر پیش از سایرین در فراموشی مطلق ما فرسوده شده اند ولی در این بین عکس های یادگاری و بریدن روبان های قرمز سهم دیگران گردیده است.
امروز علیپور با هر میزان توان و هر ابزاری صدای صاحب تریبون قشر خاموش این شهر شده است.او بدل به فرصتی شده که اذهان بیدار با وجدان خود طعم تلخ اختلاف طبقاتی را در این شهر و در حوالی ما بچشند.
حضور علیپور در میانه جدول آرا پیش از بسیاری از مدعیان دیگر نشان داد که این شهر پیش از طبیب برای درمان محتاج وجود گوشی شنواست چرا که رنج امروز نبودنها و ندانستن های مسئولینی است که گویی جایی بسیار دورتر از این کره خاکی قبول مسئولیت کرده اند.
علیپور فرصتی است برای تغییر عملکردهای گذشته و باید به دور از نگاه های سیاسی علت حضور او را درک کرد و با او برای قشر آسیپ پذیر هم صدا شد چرا که وی یقینا به تنهایی فقط خاطره ای در اذهان خواهد شد.
او امروز بهانه ای است که ما به عقب سربرگردانیم و با گوش های سنگین خود نعره بیدادی که در حق کارگران ما میشود را بشنویم.از عدم پرداخت کامل حقوق تا تاخیر چند ماهه در همین پرداخت های ناعادلانه.
شاید رسیدن نان یک روز زودتر بر سفره های خالی از بروز فاجعه در کانون خانواده ای جلوگیری کند…