رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 4 خبر


  • یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
  • الأحد ۱ صفر ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 22 October

حرف تازه : حسین شریعتمداری مشهور به «سردار قلم اصولگرایان» باز هم به جدول زد! او همواره در عمر سیاسی خود، مجالی برای دفاع به دیگران نداده و عمدتا هر آنکس که در برابرش نشسته، حامی ششدانگش بوده و صرفاً در برخی جزئیات با او همرای نبوده! در واقع او تنها از پس مناظرات و مصاحبه […]

حرف تازه : حسین شریعتمداری مشهور به «سردار قلم اصولگرایان» باز هم به جدول زد! او همواره در عمر سیاسی خود، مجالی برای دفاع به دیگران نداده و عمدتا هر آنکس که در برابرش نشسته، حامی ششدانگش بوده و صرفاً در برخی جزئیات با او همرای نبوده! در واقع او تنها از پس مناظرات و مصاحبه ها و مقالات «یکطرفه» برآمده و چون جوابی بر او نیامده، پس به حق به «سردار قلم» مشهور شده است!

به گزارش حرف تازه به نقل از سرویس سیاسی «انتخاب»؛ شریعتمداری اما شب گذشته یکی از معدوددفعاتی بود که فردی مقابلش نشست که مخالف تمام قد نگاه و منش تندروانه ی وی بود. مصطفی کواکبیان مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری& دبیر کل حزب مردمسالاری و نماینده مجلس در برنامه شب گذشته متن حاشیه در برابر حسین شریعتمداری نشست. گو آنکه کواکبیان، در برابر شریعتمداری خیلی بیشتر می توانست لب به سخن بگشاید و تناقضات ذهنی او را در برابر چشم میلیون ها ایرانی، آشکار سازد، اما به هر شکل، یا نخواست  یا فرصت اندک برنامه تلویزیونی، به او اجازه چنین کاری نداد. شاید اگر تلویزیون اجازه می داد یک چهره مسلط تر و تام عیار رسانه ای اعتدالگرا یا اصلاح طلب در برابر شریعتمداری حاضر شود، شریعتمداری (که بی حوصله تر و کم ظرفیت تر از آنچه بود که تصور می شد) زودتر از موعد برنامه زنده را تعطیل می کرد!
اما چه شیرین است، وقتی حسین شریعتمداری از «سند» و «مستندات» سخن می گوید! دائم می گفت: اقای کواکبیان مستند سخن بگویید! چنان حرف می زد، گویی او مدیر روزنامه ای نیست که هر روز صدها دروغ نثار منتقدانش می کند و سندی هم اراِئه نمی دهد! «سند» در قاموس کیهانیان، همان چیزیست که که قبلتر در «کیهان» منتشر شده! وقتی منتشر می شود، اسمش می شود «سند»! به همین سادگی! بنابراین، کواکبیان حق ندارد حرفی بزند،چون سندی همرهش نیست! اما جناب شریعتمداری حق دارد هر آنچه می خواهد بگوید! چون از دهان مبارکش خارج شده، پس اسمش سند است!
بگذارید برسیم به همان بحث «سند»! یکی از دهها بحث دروغی که از زبان مستند جناب شریعتمداری خارج شد، دلار ۳۱۰۰ تومانی در دوران احمدی نژاد بود! وقتی شریعتمداری دلار ۴۰۰۰ تومانی دولت روحانی را تقبیح کرد، کواکبیان دلار ۳۶۰۰ تومانی احمدی نژاد را یادآوری کرد که ظرف چند ماه، از ۱۲۰۰ تومان به این عدد رسیده بود! اما دکتر شریعتمداری به نیابت از دکتر احمدی نژاد، ضمن تکذیب دلار ۳۶۰۰ تومانی در دولت قبل، ادعا کرد که در دولت احمدی نژاد، دلار نهایتا به عدد ۳۱۰۰ رسید نه ۳۶۰۰! و در ادامه از کواکبیان خواست، مثل او مستند سخن کند!
برای پاسخ به همین تک ادعای «مستند»!! جناب شریعتمداری، به سند بانک مرکزی دوران احمدی نژاد و همچنین خبر روزنامه کیهان در سال ۹۱ در مورد دلار ۳۶۰۰ تومانی اشاره مختصری می کنیم و چون در قاموس کیهانیان، «سند همان چیزیست که در کیهان منتشر می شود»، پس وجدان همواره بیدار جناب شریعتمداری را به مستندات مذکور جلب می کنیم:
وقتی «سردار قلم» به نفس نفس افتاد/ سند کیهانی برای دروغ دیشب شریعتمداری!
در این خبر، کیهان در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۱ با افتخار تمام از از کاهش ٧۵ تومانی قیمت دلار خبر داده که تازه به قیمت ٣۶۴٠ تومان رسیده است! یعنی ۵۴٠ تومان بیشتر از ادعای دروغین شریعتمداری ! و این یعنی یکی از هزاران جعلیات به اصطلاح مستند شریعتمداری که با فراموشی ویژه جنابش، مخلوط شده است!
وقتی «سردار قلم» به نفس نفس افتاد/ سند کیهانی برای دروغ دیشب شریعتمداری!
سند بانک مرکزی دوره احمدی نژاد

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

یادداشتی از کامبیز نویدی:

من هنوز خواب می بینم که دوره ، دوره وفا است

کامبیز نویدی - عمر شورای نیمه بومی چهارم به پایان رسید و شورای کاملا بومی پنجم بر مسند نشست. آرزوهای بسیارانی محقق شد: از گروه موسوم به ائتلاف رشتی ها برای حذف شدن آنها که غیر رشتی می نامیدندشان تا آرزوی ده ساله ی عده ای برای جلوس بر صندلی شورا. در این میان طبیعتاً اولین وظیفه ی شورا تعیین شهردار برای شهری بود که اتفاقاً در آخرین روزهای کاری شورای چهارم شهردارش را نیز از دست داده بود و با سرپرست اداره می شد. گزینه های بسیاری مطرح شدند تا نهایتا همای سعادت در کش و قوسی طولانی برشانه ی مردی از قزوین بنشیند. آنهم با یازده رای موافق و انصراف عجیب مدعیان در روز رای گیری. اما هرچه که بود تمام شد و امروز دکتر مسعود نصرتی با پشت سر گذاشتن دو” مسعود” دیگر با رای شورا و حکم وزیر کشور بر صندلی شهرداری می نشیند. امروز آغاز روزی نو برای مدیریت شهری رشت است و چه خوب که آغازی بر ثبات مدیریت شهری در این بزرگترین شهر حاشیه دریای کاسپین باشد که شهردارش از شهری می آید که نامش “معرب” نام همین دریا است. اما نصرتی میانسال برای اداره ی رشت با چالش های فراوانی روبرو است. سازمانی خسته و دلمرده از ناملایمات و معوقات و بدهی و شهروندانی دلچرکین از معاملات و بی توجهی ها و کاستی ها. برای رهایی از وضعیت موجود دانش آکادمیک و تجربه ی بیست و هفت ساله ی نصرتی بزرگترین یاریگرش خواهد بود و شاید لازم نباشد در اینجا اندک مطالعات خود را برای رهایی از وضع موجود به عنوان راه حل های پیشنهادی مطرح کنم. اما بی شک عدم تجربه ی زیست در رشت و عدم شناخت کافی از وضعیت شهرداری رشت می تواند در ماه های اول پاشنه آشیل مدیریت جدید شهری رشت محسوب شود. پس بی مناسبت نیست برای کمک به شهردار جدید هم که شده، مسائل و مصایب را با هم مرور کنیم: مشکلات سازمانی شهرداری رشت و سازمان ها و مناطق و نواحی تابعه اش از چند مشکل اساسی رنج می برند. فربه و فشل بودن سازمان و انباشت نیروهای قراردادی و پیمانی و شرکتی در آن که بخش عمده ای از آن بدلیل دخالت های شورانشینان ادوار چهارگانه ی گذشته برای جذب نیروهای انتخاباتی شان و یا اقوام و دوستانشان در این نهاد بوده است، که اتفاقا به سبب وجود همان قرابتها نسبت به مستخدمین قبلی پرتوقع تر و کم بازده تر هم هستند. از دیگرسو، صعودهای نردبانی و راه های پیموده شده ی یک شبه – حاصل از ماجراجویی مدیریتی شهردار سابق یا آویخته شدن به دوستان شورانشین و توصیه های آنان و معاملات دم استیضاح – دو آفت برای سازمان شهرداری بوجود آورده است: عده ای را متوقع و جسور و عده ی بیشتری را که نه یاری در شورا داشته و دارند و نه توان دلبری از شهردار سابق داشتند را دلزده و “واداده” و بی انگیزه کرده است و وضعیتی بوجود آورده ...

آخرین اخبار