پرداختن به موضوع دیپلماسی و توسعه شهری ذهن مخاطب را به سمت دو کلیدواژه با دو دامنه گسترده از مفهوم اما مرتبط با یکدیگر هدایت می کند. در این باب نخست باید به تعریفی جامع از دیپلماسی رسید.

حرف تازه – محمدرسول محمدپور: پرداختن به موضوع دیپلماسی و توسعه شهری ذهن مخاطب را به سمت دو کلیدواژه با دو دامنه گسترده از مفهوم اما مرتبط با یکدیگر هدایت می کند. در این باب نخست باید به تعریفی جامع از دیپلماسی رسید.

دیپلماسی diplomacy در گذشته واژه مختص به وادی سیاست بود و کاربرد آن صرفا در روابط سیاسی در حوزه بین الملل محدود میشد و به نوعی تعریف کلی که از آن وجود داشت منحصر به علم ارتباط میان سیاستمداران می گردید.

لیکن به مرور زمان و با تغییر در ساختار تقسیم بندی های بین المللی در یک دوره گذار و تغییر جهان از کشورهای منفک و جزیره ای به یک دهکده در هم تنیده و مکمل یکدیگر اهمیت و جهان شمولی دیپلماسی به عنوان یک ابزار ارتباطی در حوزه های مختلف بسیار بیش از گذشته احساس شد و دربرگیری این علم از حوزه سیاست به همه جنبه های زندگی بشر فزونی یافت چرا که هیچ کشور و در ذیل آن هیچ کلانشهری، دیگر همچون گذشته توانایی ادامه زیست و حیات کیفی بدون تاثیر پذیری از اتفاقات سایر کشورها و شهرها را نداشته اهمیت و لزوم ایجاد یک زبان مشترک با استاندارهای فرا مرزی بیش از همیشه احساس می شود چرا که زندگی شهری و شهر دیگر از قالب گذشته خارج و مفهومی جهانی شده به خود گرفته است و وقتی از لزوم ارتباط در گستره جهانی سخن می آوریم الزاما به دیپلماسی در ابعادی وسیع تر از تعریف گذشته آن خواهیم رسید چرا که مدیریت شهری به عنوان تصمیم ساز یک مختصات جغرافیایی به نام شهر، جهت ارتباط موفق با سایر شهرها در نقاط مختلف جهان دارد ملزم به رعایت آداب، اصول و چهارچوب هایی از ارتباط متقابل است که پایبندی به این مهم مفهوم دیپلماسی نوین را شکل میدهد.

جهت نیل به توسعه شهری، مدیریت شهر باید در گام اول به درکی صحیح از مفهوم و ابعاد توسعه شهری به معنای مدرن و امروزی آن رسیده باشد و در گام بعد با شناختی درست از جایگاه فعلی شهر خود و اولویت بندی نیازهای موجود و مطالبات شهروندان به ارزیابی جایگاه کنونی شهر خود در مسیر توسعه شهری بپردازد و تصویری واقع ای از موقعیت حال در برابر خود ترسیم کند.

هنگامی که این شناخت اولیه از شهر رقم خورد زمان آن فرا میرسد که با رصد الگوهای موفق در اقصی نقاط جهان و انتخاب گزینه ای مناسب جهت الگوبرداری اقدام خود را برای کسب آورده های مورد نیاز شهر خود آغاز کند. دقیقا در این مرحله است که بواسطه لزوم برقراری ارتباط با مدیران شهر هدف اهمیت دیپلماسی پررنگ می شود.

در یک تعریف کلی می توان این گونه ذکر کرد که کلانشهرهای موجود در کشورهای جهان امروزه در صورت تمایل به ایجاد توسعه شهری همگام با شهرهای مدرن و تسریع و تسهیل در این موضوع باید به صورت مستقل مبادرت به برقراری ارتباط و تعرفه ظرفیت ها و نیازهای خود به صورت موازی باشند تا با یافتن ترازی مطلوب از داشته ها و خواسته های خود به گزینه ای جذاب برای شهرهای هدف بدل گردند و این پروسه به شکلی کیفی رقم نخواهد خورد مگر اینکه این شهرها به یک ساختار دیپلماسی به روز و هدفمند دستیابی پیدا کنند.

تا پیش از این و در دهه های گذشته و در خلا وجود دیپلماسی شهری تصمیمات در خصوص ایجاد ارتباط مابین دو کلانشهر باید در ساختارهای پیچیده کشوری اتخاذ میشد که معمولا این موضوع به دلیل ورود به پروسه های زمان بر و یا تاثیر پذیری از اختلافات موجود در بین کشورها به سرانجام مطلوب نمی رسید و در این بین این شهرها و شهروندان آنها بودند که متضرر می شدند.

این در حالیست که با تغییر رویکرد حاکمیت ها و کسب اختیار عمل کلانشهرها جهت ایجاد ارتباط و بکارگیری دیپلماسی شهری در راستای ایجاد توسعه با الگو پذیری از شهرهای موفق دیگر شاهد این رویداد هستیم که حتی نهادهای مردمی همچون سمن ها نیز با بکارگیری دیپلماسی کاربردی موفق به ایجاد ارتباطات قابل توجه ای در حوزه های فرهنگی و اقتصادی شده اند که این امر در کنار کسب منافع برای شهر و حتی کشور باعث کاهش بسیاری از هزینه ها گردیده است.

حال باید دید با توجه به نتایج مثبت این کنش اجتماعی فرهنگی حاکمیت ها تا چه حد در این خصوص به شهرها آزادی عمل خواهند داد و در این راستا از آنها حمایت خواهند کرد…