حال، دیگر همه به خوبی می دانیم که پیشرفت برای شهر من، آرزویی محال خواهد بود. وقتی که غیر بومی را فراری دادند و بومی ها را بی آبرو دیگر چه انتظاری باید از این شهر طلسم شده داشت؟

حرف تازه – عبدالهی شهردار نشد و رشت باز هم در فضای تلخ سیاسی معلق ماند. اما نکته قابل تامل اینجاست در حالی که مردم من خسته از اوضاع و احوال شهرشان هستند، عده ای که با رای همین مردم پشت میزهایشان نشسته اند اکنون با لبخندهایشان خود را برنده بازی می دانند. حال به سادگی می توان درک کرد که چرا نصرتی شهردار اسبق رشت کوله بار خود را بست و از رشت خسته قطع امید کرد.

شهر من شهریست که برخی متولیانش به جای حمایت، خنجر می زنند. به جای کمک، ظلم می کنند. به جای گریه، خنده می کنند و به جای یکی شدن، همدیگر را می فروشند.

حال، دیگر همه به خوبی می دانیم که پیشرفت برای شهر من، آرزویی محال خواهد بود. وقتی که غیر بومی را فراری دادند و بومی ها را بی آبرو دیگر چه انتظاری باید از این شهر طلسم شده داشت؟

تلخ است که بدانیم تصمیم گیرندگان شهر ما، همان کسانی هستند که آرامش را از این شهر گرفته اند و مردم را بازیچه منافع شخصی شان کرده اند.

چه دلگیر است… این روزها به جای اینکه باهم بخندیم، به هم می خندیم و این شرایط را برد می دانیم.

  • منبع خبر : به وقت خبر