پروسه انتخاب شهردار رشت به میدان ماراتنی تبدیل شده است که گویا برخی از اعضای شورا تا رسیدن به میل و نظر خود در هر مدت زمانی که سپری گردد خط پایانی برای آن متصور نخواهند بود.

حرف تازه – پروسه انتخاب شهردار رشت به میدان ماراتنی تبدیل شده است که گویا برخی از اعضای شورا تا رسیدن به میل و نظر خود در هر مدت زمانی که سپری گردد خط پایانی برای آن متصور نخواهند بود و این مصداق مغایرت با اصل شورایی در شورای پنجم محسوب می گردد!

نکته قابل توجه در این باب تشکیل دو طیف در مقابل یکدیگر است. از یک سو طیفی قرار دارد که از ابتدا گزینه مد نظر خود را به صورت شفاف معرفی کرده و در اکثریت هستند. احمد رمضانپور،حجت جذب، محمد حسن علیپور، حامد عبدالهی، فرهام زاهد و اسماعیل حاجی پور شش عضوی هستند که پس از ارائه برنامه های کاندیداها گزینه مورد نظر خود را به صورت شفاف اعلام نمودند. از سوی دیگر طیفی متشکل از سلایق گوناگون است که هنوز تکلیفشان را با خود مشخص نکرده اند و ظاهرا فقط روی یک چیز با هم اتحاد دارند و آن هم جلوگیری از انتخاب شهردار تا زمانی نامعلوم است. طیف اقلیت که امیر حسین علوی به عنوان لیدر و فاطمه شیرزاد، رضا رسولی، محمد حسن عاقل منش و بهراد ذاکری در آن حضور دارند با دو بار آبستراکسیون هزینه بسیار زیادی را برای خود به وجود آوردند.

در این نوشته به بررسی طیف اقلیت و دلایل تغییر در رفتار سیاسی آنها میپردازیم:

امیرحسین علوی به عنوان راس این هرم در جایگاه ریاست شورا قرار گرفته و نقش او بسیار مهم و تاثیر گذار است اما او هنوز گزینه مورد نظر خود را نتوانسته و یا بهتر بگوییم نخواسته به اعضا معرفی کند و از ابتدا با تعرفه گزینه های متعدد در حال فرصت سوزی میباشد.

خط فکری وی جریان اصولگراییست اما نکته قابل توجه در این بین حمایت از گزینه های تعجب برانگیزی چون فاطمه مقیمی و جمشید رسایی از سوی رییس جوان و اصولگرای شورای شهر است. او شاید در ظاهر جلسه را ترک نکرد اما در هر دو مرحله آبستراکسیون نقش وی در مدیریت جلسه پس از آبستراکسیون بسیار کلیدی بود. به نظر می رسد عزم علوی فقط و فقط روی جلوگیری از تصدی گزینه اعضای طیف اکثریت شورا یعنی حامد عبدالهی بر مسند شهرداری و بسیار جدی است.

رضا رسولی دیگر عضوی که در تیم اقلیت قرار گرفته نیز شاید فقط در عدم تعیین شهردار با دوستانش موافق است تا زمانی که ورق برگردد. البته بین او و علوی تفاوتهای بسیاری وجود دارد، رضا رسولی برخلاف علوی، مسعود موسوی را به عنوان گزینه اصلی خود معرفی کرده بود اما در نهایت ظاهرا توانست فقط نظر دو نفر از هم تیمی های خود را جلب کند، شیرزاد به صورت کامل و علوی شاید با اکراه.

نکته ای که در مورد رسولی باید به آن توجه داشت تاکید این عضو شورا بر پیگیری حقوق شهروندان است و این در حالیست که با رویکرد همین افراد شهر رشت مدتهاست که بدون شهردار تاوان خودخواهی ها و تمامیت خواهی آنها را میدهد که این واقعیت محرز در اذهان شهروندان ملکه شده و مجالی برای این قبیل ادعاها برای او نگذاشته است.

تعرفه دوباره شهردار معزول با حجم قابل توجهی از ویرانی هایی که بر سر شهر آوار کرده را میتوان نقطه عطف عملکرد این عضو شورا در پروسه انتخاب شهردار بیان کرد او که پس از آبستراکسیون اول سکوت کرده بود و بیشتر هزینه آبستراکسیون را دیگر همکارانش پرداختند در آبستراکسیون دوم با ایجاد جو روانی و تشنج تا حدودی به صورت مقطعی نظرها را از آبستراکسیون دوم منحرف کرد اما استفاده این حربه و چماق دار خطاب کردن چند فرزند شهید از سوی او نشان داد که وی به جز شهردار، اخلاق را نیز باخته است.

فاطمه شیرزاد با گرایش به جریان اصولگرایی را نیز شاید بتوان جزو حلقه ای محسوب کرد که غضب بر گزینه مد نظر سایر اعضا را بر تمامی وظایف شورایی خود مقدم دانسته اند.

او چندین بار در صحن شورا به صورت علنی مخالفت خود را با حامد عبدالهی اعلام کرد. فاطمه شیرزاد هیچ گاه در تصمیمات مهم شورا گزینه ای منتسب به خود نداشته است و شاید عدم تسلط وی بر امور اصلی ترین دلیل باشد و از او‌ یک پیرو تمام عیار ساخته است. شیرزاد اصولگرا شاید هیچگاه فکرش را نمی کرد که روزی زمینه شهردار شدن جمشید رسایی و یا فاطمه مقیمی را فراهم کند و این مطمئنا پایگاه رای او را در بین اصولگرایان تحت شعاع قرار خواهد داد.

بهراد ذاکری پزشک اصلاح طلب مدعی شفافیت است. او‌ در بیان نظراتش همیشه رک و بی پرده بوده است البته شاید فقط در بیان بخشی از واقعیت.

او از روز اول در خصوص انتخاب گزینه مد نظر شهرداری آب پاکی را ریخت و گزینه ای را برگزید که فقط یک رای داشت و آن هم خودش بود اما به تدریج با علم بر اینکه گزینه قدرتمند دیگری در طیف اقلیت مطرح نیست توانست بهزاد نیک فهم را تعرفه نماید. ولی در میان راه با تقابل رسولی با گزینه موسوی مواجه شد. او توانست نظر علوی را نیز تا حدودی به ظاهر جلب کند اما برای شهردار کردن نیک فهم راه زیادی پیش رو داشت و این موضوع آتشی زیر خاکستر است که پس از شکستن ائتلاف مستحکم طیف اکثریت شعله ور خواهد شد.

در حال حاضر تنها راهکار برای رسیدن به هدف زدن زیر میز بازی بود که به خوبی انجام شد.

محمدحسن عاقل منش شاید در این بین تنها فردی باشد که در میان این طیف تلاش خود را جهت حفظ وجه اخلاقی و فرهنگی خود به خرج داده و با عدم اتخاذ موضع مشخص قصد عدم تقابل با سایر همکاران خود را دارد او نیز با شهردار شدن حامد عبدالهی مخالف است و گزینه ای بنام ساغری را مطرح نموده که فقط یک رای دارد. لیکن عضو با تجربه ادوار شورا که سرد و گرم این فضا را چشیده باید در نظر داشته باشد این به اصطلاح سکوت و عدم بیان واقعیات هم در درگاه پروردگار عملی غیرقابل قبول از سوی یک مسئول محسوب می گردد و هم خسران قابل توجهی را متوجه شهر و شهروندان خواهد ساخت.

با بررسی هر ۵ گزینه طیف اقلیت به وضوح مشخص است که آنها در ماه اخیر رفتار متناقضی از خود نشان داده اند و به جز دو عضو که این گونه رفتار از آنها سر زده بود اعضای دیگر شاید هیچگاه تصور این را نیز نمی کردند که روزی مجبور شوند برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده کنند تا زمان برای کاری ایجاد شود که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

حرف تازه: انتشار یادداشت ها الزاما به معنای تایید محتوای آن نیست و برای آشنایی مخاطبان با فضای روز جامعه منتشر می شود. ناگفته نماند تحلیل های مربوط به آرای اعضا بر اساس گمانه زنی است و قطعیت ندارد.

  • منبع خبر : خبرراست