بعد از سالها غربت و اسارت و تحمل رنجها و مرارتها و شکنجه های بعثی های عراقی برای وطن، بازگشت آزادگان عزیز به وطن چه لحظات شیرینی بود...

حرف تازه – بعد از سالها غربت و اسارت و تحمل رنجها و مرارتها و شکنجه های بعثی های عراقی برای وطن، بازگشت آزادگان عزیز به وطن چه لحظات شیرینی بود.

در ۲۶ مرداد سال ۶۹ و در چند مرحله از چهل و پنج هزار نفر آزاده فقط چهل هزار نفر به ایران بازگردانده شدند.

شاید آن زمان که چهارده سال داشتم بر این باور بودم که امکان بازگشت این عزیزان فراهم نخواهد شد ولی اینکار با پیگیری ها و تدابیر مسئولین، خصوصا رییس جمهور وقت ایران، مرحوم هاشمی انجام شد و موجبات شادی مردم را فراهم کرد این خود همچون یک پیروزی بزرگ ‌بود، گرچه جای خالی «امام» آزار دهنده بود.

به علت بازگشت یکی از بچه های روستای آقا سید یعقوب (در جاده رشت به فومن) که در همسایگی روستایمان -ملاسرا- بود از نزدیک، شاهد شور و شعف و استقبال مردم بودم ولی نکته ی غم‌انگیز، چشم انتظاریِ خانواده هایی بود که فرزندانشان نیامده بودند و هر از گاهی که بازگشت عده ای از آزادگان اعلام می شد، اینان ‌امیدوارانه دنبال اسامی فرزندانشان در آن لیست ها بودند که شایعات ورود یا عدم ورود آنان هم سریع پخش و تکذیب می شد ولی در نهایت نشد که نشد!!

در ملاسرا پدر و مادری به نام میرزایی منتظر فرزند خود «محرمعلی» بودند، از هر راهی دنبال اسم فرزند خود در میان نام آزادگان برگشته به وطن بودند ولی هر چقدر بیشتر منتظر ماندند، کمتر نتیجه ای گرفتند و تا زمان ارتحالشان هم خبری از حتی شهید شدن فرزندشان نشد و «محرمعلی میرزایی» بعنوان یکی از صدها مفقودالاثر جنگ ایران و عراق دچار سرنوشتی نامعلوم گشت.

همچنانکه محمود موافق، رزمنده ای از رشت و از بچه های مسجد فاطمیه و از رزمندگان لشکر بیست و پنج کربلا که آخرین بار در عملیات کربلای ۵ در جبهه شلمچه دیده شد و روایت هایی از شهید شدنش به گوش دوستان رسید ولی با همه ی پیگیریها و تفحص چند باره ی دوستان همرزمش از آخرین مکانهایی که این عزیز رویت شده بود، نتیجه ای از کشف پیکر مبارکش، حاصل نشد و تا سالها پدر و مادر مومنه و خانواده گرامی و دوستانش، منتظر آمدنش بودند.

همیشه به احترام رزمندگان، شهدا، جانبازان ( شهدای زنده ) ، آزادگان و مفقودالاثرهایی که افتخار پیروی از مادرشان حضرت زهرا و بی نام و نشانی در دنیا و چراغی نورانی در آن دنیا را دارند و خانواده های صبور و فداکارشان و همه ی حقی که به گردنمان دارند، تمام قد ایستاده ایم.
امیدوارم‌‌ سایه ی شوم جنگ هیچ وقت بر سر این سرزمین سایه نیفکند.
درود بر صلح – مرگ بر جنگ

  • نویسنده : سعید آقایی ملاسرایی