رفتن به بالا

حرف تازه

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۲۸ ربيع ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 16 January

رسول محمد پور – محمود احمدی نژاد را میتوان بدون اغراق پدیده ای صاحب سبک و بی سابقه در فضای سیاسی ایرانِ پس از انقلاب که همگان تلاش در موجه دیده شدن دارند معرفی کرد. فارغ از اینکه این فرد اصلا لیاقت و صلاحیت حضور در رده ای همچون ریاست جمهوری و به عنوان اولین […]

رسول محمد پور – محمود احمدی نژاد را میتوان بدون اغراق پدیده ای صاحب سبک و بی سابقه در فضای سیاسی ایرانِ پس از انقلاب که همگان تلاش در موجه دیده شدن دارند معرفی کرد.
فارغ از اینکه این فرد اصلا لیاقت و صلاحیت حضور در رده ای همچون ریاست جمهوری و به عنوان اولین شخص اجرایی کشور را داشته و یا نه و فارغ از بررسی علل این رخداد سرتاسر اشتباه و حامیان آن روزهای آقای احمدی نژاد در اینجا تأمل بر کنش های ناهنجار وی پس از پایان دوره ریاست جمهوری تاکنون مد نظر است.
احمدی نژاد کودک نامیمونی بود که از هسته مرکزی اصول گرایان یعنی جریان پایداری مدعی ترین طیف به ولایتمداری در کشور متولد شد.با حمایت احاد اصولگرایان(البته برخی معدود نیز از روز اول وی را نفی و نهی میکردند) به عنوان حامی مستضعفان در بین افکار عمومی تعرفه شده و با شعار مبارزه با لیبرالیسم موفق به پیروزی در انتخابات شد.
پس از گذشت ۸ سال چه اتفاقاتی باعث گسست بین تیم احمدی نژاد و اصولگرایان سینه چاک وی افتاد که ناگهان همین ارادتمندان وی و حلقه منتسب به او را جریان انحرافی و در تضاذ با نظام دانستند؟!
آیا احمدی نژاد از لحاظ ساختاری تغییر شکل داد و یا اهداف، ادبیات و ارزشهای وی تغییر کرد و یا اتفاقاتی در پشت پرده قدرت باعث جدایی وی از حامیان اصولگرایش شد؟؟
نکته ای که قالبا در بحث ها و محافل سیاسی به آن اشاره میشود قطع حمایت اصولگرایان از احمدی نژاد بوده که این موضوع کاملا اشتباهی تحلیلی میباشد چرا که این رییس دولت مهرورزان بود که پس از مدتی حساب خود را از این جریان سیاسی جدا کرد و این مسئله امری کاملا متفاوت با تحلیل بسیاری از فعالین علی الخصوص اصولگرا میباشد.
احمدی نژاد بیش از اینکه فردی از یک جریان سیاسی محسوب گردد دکترینی مستقل داشته و خود را محور و کانونی مانا در فضای سیاسی تلقی میکند و متفاوت از هر فعال سیاسی دیگری بجای لابی جهت اخذ اعتماد و همراهی طیف های سیاسی همواره مستقیما مردم را خطاب قرار داده و از ملت درخواست حمایت دارد.
شنا در خلاف جریان آب از وی فردی با تفکری واگرا در بین افکار عمومی عوام ساخته و این موضوع را برگ برنده خود میداند.
احمدی نژاد پس از مدتی و دقیقا پس از اتفاقات سال ۸۸ به درستی متوجه شد که اکثریت مردم ایران اقبالی به جریان اصولگرایی نداشته و تاریخ مصرف این تفکر سالهاست که در بین طبقه متوسط به پایان رسیده و به اندیشه ای نخ نما بدل شده لذا برای حفظ جریان خود از ابتدای چهار سال دوم ریاست جمهوری کم کم با ایجاد فاصله بین خود و جریان اصولگرایی ساز ناهماهنگی خود را کوک و تعمدا با ایجاد اختلافات علنی افکار عمومی را متوجه تضاد بین جریان خود و اصولگرایان کرده و به نوعی از این جریان سیاسی اعلام برائت کرد و به جای اجابت مطالبه یک جناح سیاسی با افراد و خواص این جریان وارد معامله شد به نوعی که هرکس احمدی نژادیسم را قبول داشت از کرامات دولت مهر بهرمند میشد بدین شکل بود که اصولگرایان پس از شنیدن جواب رد از سوی وی و رؤیت عدم تمایل او در نزدیکی به جریان مولد خود شروع به تخریب وجه احمدی نژاد و نفی وی کردند.
پس از پایان دوره دهم ریاست جمهوری همگان سعی داشتند که از هر طریق ممکن جریان معروف به انحرافی را ابتدا به حاشیه برده و سپس از صحنه سیاسی ایران محو کنند.
احمدی نژاد که خود را در انزوا میدید طبق معمول شروع به تکاپو کرد ولی اینبار به درستی به جای هدف قرار دادن اصلاح طلبان به سراغ دشمنان اصلی خود رفته و دوستان دیروز را سیبل حملات خود قرار داده است.
وی در ژستی جدید برخلاف حامیان گذشته خود به جای اینکه خود را دلواپس نظام نشان دهد دلواپسی برای مردم را انتخاب کرده و با استفاده از آسیب شناسی در جامعه قوه قضاییه را هدف قرار داده چرا که به خوبی میداند در انتهای مسیر پیش رو این رکن از نظام در مقابل وی خواهد ایستاد پس از هم اکنون قصد بستر سازی برای افکار عمومی در مورد حکم احتمالی صادره برای خود را دارد و از سوی دیگر از نارضایتی نسبی مردم از رسیدگی به امور خود در این قوه قصد جلب حمایت و صدای پشتیبان مردمی را به نفع خود دارد.
فارغ از نگاه سیاسی باید در نظر داشت که اقدامات احمدی نژاد به وضوح مبرهن اخذ چراغ سبز جریان انحرافی از خارج از کشور میباشد چرا که احمدی نژادیسم دقیقا و با هوشمندی که از این طیف بعید است به صورت مستقیم و غیرمستقیم ستون های نظام را هدف قرار داده است و با دقت در ادبیات وی و نزدیکانِ منتسب به وی عناد با ولایت فقیه و جایگاه رهبری وه وضوح مبرهن است.
باید به خطر بالقوه این جریان نگاهی ویژه داشت چرا که سبقه این افراد به خوبی نشانگر عدم مصلحت اندیشی آنها میباشد و هرگونه اقدام مخربی از این طیف قابل پیش بینی میباشد.
لذا تصمیم سازان و دلسوزان واقعی این نظام باید با ارائه طرح آشتی با هر قلبی که برای نظام میتپد و دلسوز آینده ایران و ایرانیست با برخوردی صحیح و سریع با جریان انحرافی که هر روز بیش از روز گذشته پا را از گلیم خود درازتر میکند و صلابت نظام را هدف قرار داده است به دور از حاشیه سازی بددلان چشم اندازی روشن برای کشور تعیین کنند.

انتشار یادداشت های دریافتی الزاما به معنای تایید محتوای آن نیست و به منظور آشنایی مخاطبان با فضای روز جامعه منتشر می شود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

روزگار سیاست بدون آیت الله

حرف تازه - در یک سال اخیر شاید شیخ حسن روحانی که در سال‌های اخیر پیوند سیاسی اش با آیت‌الله هاشمی رنگ و بویی متفاوت تر به خود گرفته بود، بیش از همه بار نبودن آیت الله را بر دوش خود احساس کرد. لیلا شریف نوشت: یکسال از رفتن «آیت الله سیاست» گذشت، یک سالی پرتلاطمی که در گوشه و کنار سیاست آن از انتخابات تا همین اعتراضات اخیر، سیاست پیشگان چپ و راست گاه و بیگاه از جای خالی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی سخنی به میان آورد. در این میان شاید شیخ حسن روحانی که در سال‌های اخیر پیوند سیاسی اش با آیت‌الله رنگ و بویی متفاوت تر به خود گرفته بود، بیش از همه بار نبودن آیت الله هاشمی را بر دوش خود احساس کرد، چه آنکه پایه های حضور روحانی در پاستور مدیون مدد رسانی هاشمی رفسنجانی بود و هم او بود که در ۴ سال سخت دوره اول ریاست جمهوری همیشه پشت دولت روحانی ایستاد.  آیت الله در همان روزهای منتهی به انتخابات ۹۲ زمانی که پای حمایت از حسن روحانی به میان آمد، با صراحت گفته بود:« از همان ابتدا در مجمع تشخیص بحثمان این بود که آقای ناطق نوری نامزد شوند اما ایشان گفت نمی آیم. سپس به آقای روحانی پیشنهاد دادیم که نامزد شود.» شاید حسن روحانی در همان ۴ سال سکانداری دولت یازدهم، زمانی که در کارهایش به بن بست می رسید، بهترین مرجع برای مشکل را در هم کلامی با آیت الله هاشمی می دید، اما پس از فوت مرد اعتدالی سال‌های اخیر سیاست ایران، روحانی به خوبی درک کرد که دیگر چنین ملجاء و مأمنی برای او در عبور از بحران‌ها وجود ندارد و باید تنها مسیر ریاست بر پاستور را طی کند. ای کاش ها در نبود هاشمی «در روایت اسلامی داریم که وقتی عالم مومنی از دنیا می رود رخنه و روزنه ای به وجود می آید که چیزی نمی تواند جای آن را پر کند. جامعه این را در یک سال گذشته کاملا فهمید و خلاء حضور او احساس می شود.»، این گفته سیدرضا اکرمی رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری و عضو جامعه روحانیت، روایتی است از «ای کاش‌هایی» در نبود آیت الله. شاید بیراه نباشد که برای درک بهتر این خلاء بر اتفاقاتی که در بازه زمانی یک سال گذشته و در نبود آیت ‌الله  کشور را درگیر خود کرد، مروری داشته باشیم. کارزار انتخاباتی روحانی در نبود آیت الله آخرین روز اردیبهشت ماه روزی بود که روحانی آن را در تقویم سیاسی خود به عنوان دومین برد انتخاباتیش علامت زد. بردی که اگر از انتخابات سال ۹۲ سخت تر نباشد، آسانتر هم نبود.  شیخ دیپلمات که در خرداد ۹۲ با حمایت تمام قد آیت الله هاشمی وارد گود رقابت شده بود، چند ماه مانده به انتخابات ۹۶ مهم ترین حامی خود را از دست داد.  در این هنگام بود که تکرار سخنانی که آیت الله جسته و گریخته در ماه های قبل فوتشان در رابطه با گزینه انتخاباتی سال ۹۶ زده بودند، ...

آخرین اخبار