بگذارید بیش از این از دردهای رشت نگویم. اگر قلبتان برای این شهر می تپد در گوشه ای به سوگ این شهر بنشینید. که زخم های عمیق رندان بر تن کوچه های این شهر را نه طبیب درمان کرد و نه مشتی! نه از کوچه هایش کسی غبار اختلاف روبید و نه شهر گلستان شد و نه در آسمانش ستاره ای درخشیدن گرفت! حالا از چه چیزی برای کودکان این شهر باید قصه گفت و حجت را برای آیندگان چگونه باید تمام کرد؟!

حرف تازه – امروز شانزدهم خرداد است و عملا فرصت استعفای اعضای شورا برای حضور در انتخابات مجلس به پایان می رسد. اما در رشت، سید امیرحسین علوی در نهایت نتوانست موافقت ۶ عضو را در این راستا جلب کند و به احتمال فراوان و در صورتی که راهکار قانونی دیگری وجود نداشته باشد غایب بزرگ انتخابات مجلس لقب خواهد گرفت.

شاید به واسطه عملکرد نه چندان مطلوب مدیریت شهری رشت، بخش عمده ای از جامعه نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد اما به هر حال اتفاقی که رخ داده است از زوایای مختلف قابل نقد و بررسی است و به دلایل متعدد نباید به سادگی از کنار آن گذشت که در ادامه به بررسی بخشی از مسائل روز و شنیده های مربوطه می پردازیم.

اپیزود اول: رقص و پایکوبی در اردوگاه یکی از نمایندگان فعلی

گفته می شود یکی از نمایندگان فعلی از آب گل آلود مدیریت شهری رشت، صید بزرگی داشته و به شدت از مخالفت شورانشینان با استعفای رئیس شورا استقبال کرده است.

او با حذف سید امیرحسین علوی، مسیر خود را برای نمایندگی مجدد مردم در مجلس شورای اسلامی هموار کرده و فارغ از اینکه این شنیده ها، در خصوص تلاش برای کنار زدن علوی از مسیر رقابت، تا چه حد قابل استناد باشد باید گفت خواسته یا ناخواسته طیف شش نفره شورا در زمین این نماینده مجلس بازی کرده اند و عملا بزرگ ترین خوش خدمتی را به ایشان داشته اند.

شاید این تصمیم طیف شش نفره شورا، به واسطه همان شنیده هایی است که در خصوص الطاف گذشته برخی نمایندگان به تعدادی از اعضای این طیف در مسیر ورود به شورا به گوش می رسیده و شاید هم دلایل دیگری داشته است اما هرچه هست نمی توان به قطعیت سخن گفت و باید اجازه داد زمان، پرده از راز های احتمالی پشت پرده بردارد. 

به هر تقدیر امروز اطرافیان این نماینده که خودشان نیز در بیم و امید حذف یا نمایندگی مجدد این بزرگ مرد استان بوده اند شاید باورشان نشود که به همین سادگی یکی از جدی ترین رقبایشان از رقابت برای رسیدن به صندلی سبز بهارستان باز مانده است.

اپیزود دوم: خرداد؛ ماه انتقام شهرداران ناکام رشت و منتخب اول شورا

پس از استعفای مسعود نصرتی از شهرداری رشت، شورانشینان ۴ بار اقدام به انتخاب شهردار کردند که دو نفر اول از جمع طیف شش نفره شورا بودند. پس از هیئت رئیسه سال دوم شورا و با استعفای نصرتی، طیفی شش نفره متشکل از احمد رمضانپور، اسماعیل حاجی پور، فرهام زاهد، حامد عبدالهی، حجت جذب و محمد حسن علیپور شکل گرفت که در تلاش اول حامد عبدالهی و در تلاش دوم حجت جذب را به عنوان شهرداران منتخب رشت معرفی کردند.

در مسیر انتخاب حامد عبدالهی، برخی اعضای طیف مقابل با آبستراکسیون و سنگ اندازی سعی در ممانعت از انتخاب حامد عبدالهی به عنوان شهردار رشت داشتند و حتی گفته می شود زمانی که پس از کش و قوس های فراوان و پس از چند ماه بلاتکلیفی حامد عبدالهی انتخاب شد باز هم برخی افراد تلاش هایی را در جهت کارشکنی و جلوگیری از شهرداری او داشته اند. پس از عبدالهی، حجت جذب نیز وضعیت مشابهی داشت و در نهایت نتوانست به عنوان شهردار رشت معرفی گردد. 

یکی از علاقمندی به ادامه حضور همکاران شورایی در شورا می گفت و فرد دیگری تا استان دیگری پیگیر مسائل شخصی آنها بود. همه آن اتفاقات دست به دست یکدیگر داد تا در نهایت عبدالهی و جذب که با رای شکننده شش از یازده منتخب شده بودند هیچ یک شهردار نشوند. 

عبدالهی و جذب هر یک در مسیر شهردار شدن به توفیقی دست می یافتند ناگزیر به استعفا از شورا می شدند و در این صورت فرانک پیشگر به عنوان عضو جدید به جمع اعضای پارلمان محلی می پیوست. شنیده شده بود پیشگر نیز قرابت فکری بیشتری با طیف شش نفره دارد و تصور حضور او در طیفی که فاطمه شیرزاد نیز حضور داشت دور از ذهن بود. با این تفاسیر در صورت شهردار شدن عبدالهی یا جذب، احمد رمضانپور منتخب اول مردم رشت در شورا به شانس نخست ریاست سال سوم شورا تبدیل می شد.

پس از ناکامی عبدالهی و جذب، زمزمه هایی مبنی بر دورخیز تعدادی از اعضا برای انتقام گیری به گوش می رسید و از آنجا که در طیف مقابل تنها علوی قصد حضور در انتخابات مجلس را داشت چه زمانی بهتر از خرداد ماه برای مخالفت با استعفای او و جلوگیری از حضورش در انتخابات مجلس؟! در واقع از همان زمان شورا به مسیر کینه توزی و انتقام جویی گام نهاد و منافع شهر و شهروندان بیش از هر زمان دیگری رنگ باخت.

سرانجام شانزدهم خرداد ماه فرا رسید و شنیده هایی که در خصوص انتقامجویی برخی اعضا به گوش می رسید رنگ واقعیت به خود گرفت.

اپیزود سوم: آقای حاجی پور و آقای زاهد؛ شما چرا ؟!

در مسیر پر فراز و نشیب ۱۰ ماه اخیر مدیریت شهری رشت، حامد عبدالهی و حجت جذب به دنبال شهردار شدن بودند و شاید احمد رمضانپور نیز به دنبال ریاست شورا. محمد حسن علیپور هم شاید به واسطه از دست دادن کمیسیون ماده ۱۰۰ در سال دوم شورا دل خوشی از طیف مقابل نداشت و تصمیم به کمک به شکل گیری طیف شش نفره گرفت. اما در این بین ماجرای اسماعیل حاجی پور و فرهام زاهد کاملا متفاوت بود.

حاج اسماعیل حاجی پور مرد مشتی و رشتی شورا، که همین چند روز قبل در دفاع از جوانانی که در حمایت از داماش از رشت تا اهواز برای تماشای فینال جام حذفی رفته و پشت درهای بسته مانده بودند کشور را تحت تاثیر قرار داد و به نماد حق طلبی و دفاع از حقوق جوانان تبدیل شده بود. در تمام این مدت ده ماه هیچگاه شنیده نشد که حاجی پور به دنبال ریاست شورا یا مساله دیگری باشد. او حتی از دارایی های شخصی خود و پسرش برای حفظ و احیای داماش هزینه کرد تا جایی که تعریف و تمجید بسیاری از ورزشی نویسان استان را نیز در پی داشت. 

حاجی پور کهنه کار با سال ها سابقه حضور در مدیریت شهری، که سه دوره حضور در شورا و شهرداری در چندین شهر تنها گوشه ای از کارنامه مدیریتی اوست پیش از این بارها نشان داده بود که رای تعیین کننده و مستقل و مبتنی بر اصول اخلاقی خود را به گلدان رای گیری شورا می اندازد. نمونه بارز چنین رای مستقلی را می توان در رای به برکناری ثابت قدم دانست که اگر آن رای ناگهانی اسماعیل حاجی پور نبود هیچگاه جمع مخالفین شهردار اسبق در شورای چهارم به دو سوم اعضا نمی رسید و ثابت قدم برکنار نمی شد.

اما این بار حاج اسماعیل سکوت کرد تا علامت سوال بزرگی در ذهن بسیاری از افراد شکل بگیرد و تنها بتوانیم بپرسیم آیا شما نمی دانید که چنین تصمیمی به کینه ورزی و تقابل بیش از پیش شورا ختم خواهد شد و شاید رشت و شهروندان تا پایان دوره پنجم نتوانند رنگ آرامش را در مدیریت شهری ببینند؟ آیا شما با آن همه سال سابقه حضور در مدیریت شهری گمان نمی کنید که شاید حامد عبدالهی و حجت جذب به دنبال انتقامجویی در پی ناکامی خود در مسیر شهردار شدن بوده اند؟ آیا تصمیمات شهری را باید بر مبنای انتقام و تسویه حساب های شخصی اتخاذ کرد؟ چرا راهتان را جدا نکردید و اجازه ندادید که رئیس شورا پا به عرصه انتخابات مجلس بگذارد تا هم شورا آرامش بیشتری به خود ببیند و هم مردم در خصوص آینده شهر خود و نمایندگان دوره بعد تصمیم بگیرند؟

و همینطور فرهام زاهد که کاریزمای شخصیتی و منطق نهفته در پس تک تک جملات او، در دل هر شنونده ای که گوش به سخنانش می دهد می نشیند. فرهام زاهد که ذاتا اهل انتقام نیست و منطق و استدلال عنصر جدایی ناپذیر وجودی او هستند. چه شد که فرهام زاهد با آن شخصیت متین و موقر نام خود را در کنار انتقامجویان شورا قرار می دهد؟ 

شاید بتوان علت مخالفت عبدالهی، جذب و حتی رمضانپور و علیپور را با استعفای علوی به دلایل مختلف درک کرد اما درک علت مخالفت حاجی پور و زاهد کمی سخت است. چرا که در چنین شرایطی انتظار می رود چهره هایی چون حاجی پور و زاهد به داد این شورا و شهر برسند و گامی در راستای پایان دادن به اختلافات بردارند و آبی بر آتش تقابل ها باشند. پس اجازه دهید تنها از خود این دو عضو محبوب شورا بپرسیم که آقای حاجی پور و آقای زاهد؛ شما چرا؟!

اپیزود چهارم: احتمال تغییر معادلات شورایی در صورت ادامه حضور علوی

علوی زمانی که ریاست شورا را برعهده داشت، با در نظر گرفتن صدور آیین نامه جدید که صراحتا به مساله نه سال مدیریت میانی اشاره می کرد و حجت جذب به وضوح این شرایط را نداشت مانع از ارائه برنامه جذب نشد و به او نیز به واسطه همکاری در شورا زمانی برای ارائه برنامه داد که در همان زمان اعتراض برخی دیگر از کاندیداهای شهرداری رشت را نیز در پی داشت. 

بعضی کنش ها و رفتار های سید امیرحسین علوی غیر قابل پیش بینی است که نمونه فوق یکی از همان ها است. البته مصادیق ملموس تری از غیر قابل پیش بینی بودن علوی نیز وجود دارد. او در ابتدای شورای پنجم و در زمانی که انتظار رقابت میان عاقل منش و رمضانپور برای ریاست شورا وجود داشت ناگاه به رئیس سال نخست شورا بدل شد و در شرایطی که هیچ کس انتظار نداشت در سال دوم نیز ریاستش را تکرار کرد. علوی که تا پیش از انتخابات رابطه خوبی با حامد عبدالهی نداشت بلافاصله بعد از انتخابات او را همراه خود داشت و بسیاری از معادلات را تغییر داد. 

شاید نمونه های بسیاری وجود داشته باشد که علوی در اندک زمانی از تهدید، فرصتی برای خود ساخته است و مجال پرداختن به آن در این یادداشت وجود نداشته باشد اما باید گفت بعید نیست در همین شرایط نیز او یا راهی برای حضور در انتخابات مجلس بیاید و یا در ادامه مسیر شورایی خود به کلی معادلات را تغییر دهد و در این شرایط برخی اعضا از تصمیم امروز خود و استراتژی پرخطری که در مسیر شورایی خود در پیش گرفته اند به شدت پشیمان شوند.

اپیزود پنجم: مقصر وضعیت امروز رشت؛ دولت، مجلس، شورا یا علوی؟

وضعیت امروز رشت وضعیتی بغرنج و نابسامان است که هیچ نشانی از توسعه یافتگی یا حرکت به سوی توسعه در آن یافت نمی شود. دست کم در دوره روی کار آمدن شورای پنجم هیچ نشانی از ترقی و رشد منزلت جایگاه رشت در سطح کشور دیده نشده است. شاید به همین خاطر است که بسیاری معتقدند اعضای شورا با چنین عملکردی چطور به انتخابات مجلس می اندیشند؟

اما کمی موشکافانه تر به موضوع نگاه کنیم و از خود بپرسیم مقصر اوضاع امروز رشت کیست؟ اگر کم کاری از سوی دولت بوده است چطور مسائلی مثل زباله سوز شهرهای نوشهر و ساری همزمان با رشت مطرح می شود اما امروز با اختلاف رشت از اهداف خود جا مانده است؟ و یا در مساله رودخانه ها شهری چون لاهیجان برای ساماندهی رودخانه خود که اوضاع به مراتب بهتری نسبت به رشت دارد بودجه ۳۰ میلیارد تومانی دریافت می کند؟ نه اینکه دولت کم کاری نداشته است و از سهم دولت و دولت های قبل در عقب ماندگی های رشت، چشم پوشی کنیم اما دست کم می توان گفت با همین دولت و با وجود همه تنگناها، بسیاری از شهرهای دیگر نسبت به رشت، رشد و توسعه بیشتری داشته اند و ایراد کار در شهری چون رشت را باید در جای دیگر جستجو کرد و نباید همه مشکلات را گردن دولت انداخت.

بنابراین شاید مجموع سهم نمایندگان مجلس و مدیریت شهری رشت در عقب ماندگی های فعلی این شهر به مراتب بیش از سهم دولت باشد. بیراه نیست اگر بگوییم از معدود شهرهایی هستیم که هم نمایندگانمان و هم اعضای شورایمان در تقابل و دو دستگی شدید به سر می برند. در شرایطی که مشکلات درون خانوادگی مدیریتی رشت در این حد عیان است نمی توان انتظار داشت دولت و دیگر شهرها به فکر رشت و مشکلات آن باشند.

در به وجود آمدن چنین شرایطی تک تک نمایندگان و اعضای شورا سهیمند و نمی توان از نقش هیچ یک چشم پوشی کرد اما اینکه تمام مشکلات را نیز از یک شخص بدانیم چندان منصفانه نیست. آن هم در شرایطی که اختیارات شورا نسبت به مجلس به مراتب محدود تر است و عملا به شورای شهرداری ها تبدیل شده و شخص مورد اتهام نیز در طیف اقلیت قرار دارد و تمامی تصمیمات شورا با رای اکثریت است. بنابراین وقتی تقابل ها به حدی شدت می گیرد که رئیس شورا برای استعفای خود نیز دچار چالش می شود چطور می توان او را از اصلی ترین علل مشکلات امروز رشت دانست و انگشت اتهام را به سوی او گرفت؟

و اما رشت…

بگذارید بیش از این از دردهای رشت نگویم. اگر قلبتان برای این شهر می تپد در گوشه ای به سوگ این شهر بنشینید. که زخم های عمیق رندان بر تن کوچه های این شهر را نه طبیب درمان کرد و نه مشتی! نه از کوچه هایش کسی غبار اختلاف روبید و نه شهر گلستان شد و نه در آسمانش ستاره ای درخشیدن گرفت! حالا از چه چیزی برای کودکان این شهر باید قصه گفت و حجت را برای آیندگان چگونه باید تمام کرد؟!

این شهر سوگوار است. نه برای عدم حضور امیر حسین علوی در انتخابات مجلس؛ بلکه برای همه لجبازی هایی که به دور از منافع شهر بود و حتی گوش مسئولانمان به حرف های بزرگان این مملکت هم بدهکار نبود…